رفیق الاخیار و انیس الابرار - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٠٧ - محاسن برجست? ادبِی شعر
ستارگان ضعِیف و کمنور بِی رونق فرقد[١] نمِیرسد.
ژان ژاک روسو فرانسوِی کتابِی بنام «امِیل» در فنّ تربِیت کودک نوشته است. او «امِیل» را نام ِیک کودک افسانهاِی فرض کرده و هدفش اِین است که امِیل را در حال ممارست با طبِیعت و پنجه در پنج? او و در دامن سختِیها پرورش دهد.
او مِیگوِید: پس ِیک شاگرد ثروتمند را انتخاب نماِیِیم لااقل مطمئن خواهِیم بود که آدمِی بر آدمِیان افزودهاِیم وگرنه ِیک فقِیر با کوششهاِی خود آدم مِیشود.[٢]
وِی معتقد است که بدبختترِین کودکان آنهاِیِی هستند که والدِین آنها، آنان را در ناز و نعمت پرورش مِیدهند و نمِیگذارند سردِی و گرمِی دنِیا را بچشند و پستِی و بلندِی را لمس کنند. اِینگونه کودکان در مقابل سختِیها حساس مِیشوند و در مقابل لذّتها بِیتفاوت، همچون ترک? نازک اندام ِیک درخت کوچک، در مقابل هر نسِیمِی مِیلرزند و کوچکترِین حادث? ناملاِیم آنان را ناراحت مِیکند. تا جاِیِی که ِیک حادث? کوچک آنان را به فکر خودکشِی مِیاندازد.
مصداق کامل زود رنجِی اِینگونه افراد، صادق هداِیت است. ِیکِی
[١] نام ستارهاى است در قطب شمال كه راهنما است.
[٢] امِیل، ص ٤٤.