رفیق الاخیار و انیس الابرار - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ٧٢ - دانش آمرِیکاِیِی بدون پشتوانه دِین
افراد گروههاِی پِیکر? ِیک اجتماع، از اِین نظر مساوِیاند که همگِی موجود انسانِیاند؛ ولِی از نظر امکانات ارثِی و عادات و سنن و سن و جنس و ارزش فِیزِیولوژِیکِی و اخلاقِی و فکرِی متفاوت هستند. معهذا اختلاف ظرفِیت فردِی و اعمال اجتماعِی، دلِیلِی بر تفاوت شرافت نِیست.
معده و مخرج نِیز براِی بدن همچون مغز و چشمها ضرورِی هستند. همه اعضا به قلب بستگِی دارند و قلب نِیز به همه آنها وابسته است. کارگر در خدمت کارفرما، و کارفرما در خدمت کارگران است. در ِیک اجتماع پِیکرِی، کارهاِی حقِیر، شرافتِ کمترِی از کارهاِی خطِیر ندارد. در موفقِیّت ِیک پرواز، مهندس و تکنسِین پرواز، نِیز همچون مهارت خلبان سهم دارند.[١]
دانش آمرِیکاِیِی بدون پشتوانه دِین
باِید توجّه داشت که علم و دانش «فِی نفسه» هرگز قادر به تجهِیز هِیچ زمِینهاِی براِی راهنماِیِی اخلاقِی ِیا تقوِیت جنبه روحانِی او نِیست، چه آنکه به قول معروف:
تِیـغ دادن در کـف زنگِی مست
به که آِید علم را ناکس به دست.
[١] راه و رسم زندگِی، ص ١٨٧.