رفیق الاخیار و انیس الابرار - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ٧٠ - انسان خلِیفه خدا روِی زمِین
تمدن ما به سراشِیب سقوط افتاده است، زِیرا گزاردهاِیم ثروتِی که فرد را فاسد مِیکند و فقرِی که او را ضعِیف و محدود مِیسازد، زِیاد شود. مِیخارگِی کارگران ما را از پا در مِیآورد و رادِیو و سِینما و ورزشهاِی نامناسب، روحِیه فرزندانمان را تباه مِیکند.[١]
انسان خلِیفه خدا روِی زمِین
آنچه مسلّم است، اِین که انسان در مِیان ساِیر موجودات روِی زمِین، امتِیاز بزرگِی دارد و لکن بحث اِین است که اِین امتِیاز به خاطر چِیست؟ و براِی چه به او داده شده است؟ مِیدانِیم هر فردِی خود را گل سرسبد عالم مِیداند، ولِی آِیا اِین احساس ِیک توهّم ِیا نِیرنگ براِی آنکه طبِیعت ما را مجبور به اطاعت از قانون حفظ حِیات کند، نِیست، و اصولاً اِین تفوّقطلبِی و برترِیجوِیِی به خاطر چِیست؟
بلاشک انسانها فرمانروا و حاکم روِی زمِین هستند و زمِین جز سِیّارهاِی که به دور خورشِید مِیگردد، بِیش نِیست. خورشِید نِیز ستار? کوچکِی از مِیلِیونها ستار? کهکشان راه شِیرِی است. و بالاتر از کهکشان، دنِیاهاِی دِیگرِی نِیز وجود دارد که در فضاِی پهناور بِیکران همچون جزاِیر کوچکِی پراکنده هستند که فاصلهاِی ٥٠٠٠ مِیلِیون سال نورِی تا زمِین از اِین دنِیاها وجود دارد؛ واضح است که
[١] راه و رسم زندگِی، ص ١٥٤.