رفیق الاخیار و انیس الابرار - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ٢٠ - اثر انس و ارتباط با دانش و دانشمندان
اثر انس و ارتباط با دانش و دانشمندان
اسکندر در ضمن جهانگردِی به شهرِی از شهرهاِی شرق دور مِیگذشت که هواِی بسِیار لطِیف و نهرهاِی سرشار و زلال، آب شِیرِین و نخلستانهاِی با طراوت و خرّم توجّهاش را جلب نمود. دستور مِیدهد که در آن نقطه توقّف کنند تا از مناظر طبِیعِی و هواِی دلنشِین آن براِی چند روزِی استفاده کند.
در ضمن توقّف، در ِیکِی از روزها عبورش به قبرستان آن شهر افتاد. مشاهده کرد که در سنگ قبرهاِی مردگان آن شهر، مدت عمرها دو سال و چهار سال نوشته شده است. بسِیار متعجّب شد که: با اِین آب و هواِی خوب، چرا باِید عمر مردم اِین سرزمِین تا اِین اندازه کوتاه باشد!؟
سرّ اِین مطلب را از پِیرمردِی از اهالِی آن شهر پرسِید. او گفت: در زندگِی ما، آن مدّت را عمر خود حساب مِیکنِیم که در مجالست دانشمندان مصرف شود و آن مقدارِی را که در محضر دانشمندان طِی نشود از عمر خود به شمار نمِیآورِیم.[١]
قال محمّد بن إسماعيل بن أبي فديك: سمعتُ بهلولاً في بعض المقابر و قد دلّى رجله في قبر و هو يلعب في التراب فقلت له: ما تصنع هاهنا؟ فقال: أُجالس أقواماً لا يؤذونني و إن
----------------------------------
١. نفاِیس الفنون.