رفیق الاخیار و انیس الابرار - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٥٧ - عِید خاطره ها
درک کرده باشد؛ لذا کسِی نمِیرفت و در نتِیجه معلوم مِیشد که تمام آنهاِیِی که صدسال قبل زنده بودهاند از بِین رفتهاند.
آن کسِی هم که بالاِی آن مِیرفت با صداِی بلند مِیگفت: أِیّها الناس! من در عِید گذشته بچهاِی بودم، چنِین و چنان و همزمان بودم با فلان سلطان ستمگر، فلان قاضِی خائن و وزِیر وطنفروش که هم? آنها مرده و از بِین رفتهاند. مردم را به عبرت گرفتن و درس آموختن از وضع آنان دعوت مِیکرد و تذکّر مِیداد که چگونه افراد ظالم و سرکش به جزاِی اعمال خود رسِیدند و نسل آنها منقرض شد.
سپس خطِیبِی بعد از او بالا مِیرفت و مردم را پند مِیداد و به نِیکوکارِی دعوت مِیکرد و خاطرهها را تجدِید مِیساخت. در دوران گذشته در مردم اثر عمِیقِی مِیگذاشت و از غفلتهاِی گذشته نادم و پشِیمان مِیشدند ...[١]
امِیر المؤمنِین علِیه السلام مِیفرماِید:
فِي بَعْضِ الْأَعْيَادِ إِنَّمَا هُوَ عِيدٌ لِمَنْ قَبِلَ اللَّهُ صِيَامَهُ وَ شَكَرَ قِيَامَهُ وَ كُلُّ يَوْمٍ لَا يُعْصَى اللَّهُ فِيهِ فَهُوَ يَوْمُ عِيدٍ».[٢]
در يكى از عيدها فرمود: عيد از آن كسى است كه روزهاش پذيرفته شده و نمازش را پاداش دادهاند. هر روزى، كه در آن روز، خدا را معصيت نكنى، آن روز براِی تو عيد است.
-----------------------------------
١. کشکول شِیخ بهاء الدِین رحمه الله، ص ٨.
٢. نهج البلاغه (للصبحِی صالح)، حکمت ٤٢٨، ص ٥٥١.