رفیق الاخیار و انیس الابرار - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٤ - حق همساِیگِی و ارزش آن
مِیپرداخت. همچنِین هر امر تبرّعِی که براِی خود به جا مِیآورد نظِیرش را براِی آن دو انجام مِیداد و ثوابش را به روح آنان هدِیه مِینمود.
حق همساِیگِی و ارزش آن
گوِیند ِیکِی از همساِیگان امام صادق علِیه السلام تصمِیم گرفت خانه مسکونِی خود را بفروشد. چون مشترِی براِی خرِید خانه پِیدا شد، او گفت: خانه را به چهار هزار دِینار، ولِی همساِیگِی حضرت صادق علِیه السلام را به شش هزار دِینار مِیفروشم.
اِین خبر به سمع امام علِیه السلام رسِید، او را احضار فرمود و از علت فروش خانه پرسِیدند. او در جواب عرض کرد: ِیابن رسول الله، چِیزِی که مرا وادار به فروش خانه کرده است، احتِیاج مبرم و لازم است، وگرنه به هِیچ قِیمت دست از جوار رحمت شما برنمِیدارم و چنِین نعمت افتخار را از خود سلب نمِیکردم.
امام علِیه السلام ده هزار دِینار حاضر و خانه را از وِی خرِیدارِی کردند. او چون بهاِی خانه را تحوِیل گرفت، آن حضرت فرمود: اِین پول را مورد احتِیاج خود مصرف کن و خانه را نِیز به تو بخشِیدم، چه آنکه همساِیهاِی چون شما که ارزش و قدر همساِیگِی مرا از خانه خود بِیشتر بداند، و براِی همساِیگِی من قِیمت قائل شود، بر من لازم است که چنِین همساِیهاِی را از دست ندهم و امِیدوارم که در بهشت نِیز همساِیه هم باشِیم!
قال لقمان لابنه: يا بني! ولِیكن أوّل شيء تَكسِبُه بعد الإيمان