جدل، استدلال و آداب مناظره در قرآن كريم - محمدعلى خزائلى - الصفحة ٩٦ - ١ - برهان تمانع
آيه دوّم: (وَ لَقَدْ صَرَّفْنا فِي هذَا اَلْقُرْآنِ لِيَذَّكَّرُوا وَ ما يَزِيدُهُمْ إِلاّ نُفُوراً قُلْ لَوْ كانَ مَعَهُ آلِهَةٌ كَما يَقُولُونَ إِذاً لاَبْتَغَوْا إِلى ذِي اَلْعَرْشِ سَبِيلاً).[١]
مىفرمايد ما مكرر در اين قرآن دلايل و مثالهايى آورديم تا مردم متذكر شوند.
مرحوم طبرسى مىفرمايد: «اگر معبودهايى با معبود حقيقى بودند حتماً راهى را براى دست يافتن به مالك عرش و قدرت مطلقه عالم و غلبه و نزاع با او جستجو مىكردند زيرا فرضاً كسانى كه با خداوند در الوهيت مشترك مىباشند در صفات ذات مثل قدرت با او برابرى مىكنند و هر كدام مىكوشد بر صاحبش غلبه كند تا سلطنت و فرمانروايى را فقط براى خودش قرار دهد «وَ فى هذا اِشارَة الى دَليلِ الَّتمانُعِ ثُمَّ نَزَّهَ سُبحانَهُ نَفْسَه مِنْ اَنْ يَكُونَ لَهُ شَريٖكٌ فى الاِلهيّةِ» فقال: «سُبحانَهُ وَ تعالى عَمّا يَقُولُونَ عُلُوّاً كَبيراً».[٢] مرحوم طبرسى مىفرمايد: در اين آيه شريفۀ اشاره است به دليل تمانع و خداوند سبحان خود را منزّه دانسته از اينكه براى او شريكى در الوهيّت باشد پس فرموده خداوند منزّه و بالاتر است از آنچه مىگويند.»
آيه سوم: (مَا اِتَّخَذَ اَللّهُ مِنْ وَلَدٍ وَ ما كانَ مَعَهُ مِنْ إِلهٍ إِذاً لَذَهَبَ كُلُّ إِلهٍ بِما خَلَقَ وَ لَعَلا بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ سُبْحانَ اَللّهِ عَمّا يَصِفُونَ).[٣] خداوند فرزندى نگرفته و با او معبودى نيست و اگر خداى ديگرى شريك خداوندى بود هر آينه هر كدام مخلوقات خود را از تصرف خداى ديگر منع مىكرد و بعضى بر بعض ديگر برترى مىجستند.
اميد مجد:
شريكى اگر داشت پروردگار فساد و تباهى بشد برقرار
كه مىبرد هر خالقى سوى خود هر آنچه كه خود خلق كرده بُد
بجستند بر يكدگر برترى خدا هست از اين سخنها برى
[١]- سورۀ اسراء، آيات ٤١ و ٤٢.
[٢]- مجمعالبيان، ج ٦، ص ٤١٧.
[٣]- مؤمنون، آيۀ ٩٢.