جدل، استدلال و آداب مناظره در قرآن كريم - محمدعلى خزائلى - الصفحة ٧٤ - ٣ - جدال احسن
اختصاص به طايفهاى ندارد و چه بسا ممكن است افراد دقيق از اهل استعداد و داراى نفوس قويّه از موعظه هم بهره ببرند و يا لازم باشد با آنها از طريق جدال احسن گفتگو شود.[١]
آلوسى: جدل پايينترين دليلهاست چون مقصود آن صرفاً الزام خصم و ساكت كردن او مىباشد و اين شيوه با افراد ناقص و اهل مخاصمه به كار مىرود و شاهد اين مطلب را اين قرار مىدهد كه قرآن نفرموده در ابتدا از راه جدال مردم را دعوت، به حق كن بلكه فرموده با اهل جدل مجادله احسن داشته باش. و در واقع يك ابزار دفاعى مىباشد، اما درباره حكمت و موعظه حسنه مىفرمايد مردم را به وسيله آنها دعوت به راه خدا كن.[٢] يعنى خداوند استفاده از جدل را مستقيماً بعنوان راه دعوت به آن امر نمىكند و با كلمۀ «جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ» مىفرمايد: اگر با تو از راه جدل وارد شدند و به مجادله پرداختند تو هم به بهترين روش با آنها جدل كن.
مرحوم طبرسى: «فَالجِدال: فَتْل الخَصمِ عَن مَذْهَبهِ بَطريقِ الْاِحْتِجاج بِالّتى هِى اَحسَنُ وَ فيٖه الرِّفقُ و الوِقارُ وَ السَّكِينَةُ مَعَ نُصْرَةِ الْحَقِّ بِالْحُجَّةِ»[٣] جدال منصرف كردن خصم است از اعتقادش به طريق احتجاجى كه احسن باشد و در آن نرمى و سنگينى و يارى حق بوسيله حجت باشد.
مرحوم علامه طباطبايى مىفرمايد: با دقت در كلمات (حكمت، موعظه و جدال) فهميده مىشود منظور از حكمت استدلالى است كه نتيجه آن بدون شك و شبهه، حق باشد و موعظه بيانى است كه سبب آرامش روح و روان انسان گردد و قلب او را رقيق كند و جدل، استدلالى است كه براى سست كردن اعتقاد كسى به كار مىرود كه بر
[١]- الميزان، ج ١٢، ص ٤٠٠.
[٢]- تفسير روح المعانى، ج ١٤، ص ٢٥٦.
[٣]- تبيان، ج ٦، ص ٤٣٩.