جدل، استدلال و آداب مناظره در قرآن كريم - محمدعلى خزائلى - الصفحة ٦٨ - ٢ - موعظه حسنه
اگر محتوى و مادّه كلام واعظ تكاندهنده باشد و از روى كمال ايمان واخلاص بگويد و از عمق جان برآيد و شنوندگان نيز مؤمن به خدا و تعاليم الهى باشند و گفته واعظ را با حسن استماع دريافت كنند، قطعاً تحت تأثير قرار مىگيرند و در پى اصلاح اخلاق و اعمال خود بر مىآيند و حتى گاهى ممكن است بين شنوندگان فردى پيدا شود كه بر اثر شنيدن سخنان واعظ، آنچنان منقلب گردد كه نيروى تحمّل را از دست بدهد و از شدّت تأثّر صيحهاى بزند و جان به جان آفرين تسليم نمايد و اين امر در تاريخ اسلام سابقه دارد.
ابو سعود ذيل آيۀ (أَ تَأْمُرُونَ اَلنّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ)[١]، مىنويسد: در روزگاران پيشين در شهرى عالمِ باايمانى بود كه منبر مىرفت و مردم را اندرز مىگفت و با مواعظ نافذ خود قلوبشان را تصرف مىنمود، از طرفى گفتههايش مُهَيِّج و مؤثر بود و از طرف ديگر قلوب مردم آنقدر رقيق بود، كه مىگريستند و گاهى بعضى از شنوندگان بر اثر شدت تأثر و تألم جان مىسپردند. در آن شهر مردى بود رقيقالقلب و شديدالتأثر كه بسيار علاقه داشت در مجلس آن واعظ شركت كند ولى مادرش مانع مىشد، زيرا بر جان وى خائف بود. مرد روزى از غفلت مادرش استفاده نمود و در مجلس آن واعظ حاضر شد و به سخنانش گوش فرا داد و سرانجام آنچه را كه مادرش خائف بود به وقوع پيوست و فرزند رقيقالقلبش بر اثر شنيدن سخنان واعظ از دنيا رفت. پيرزن از مرگ فرزند، سخت متأثر گرديد و گويى در باطن به آن واعظ بدگمان شد، پيش خود فكر مىكرد سخنان واعظ ديگران را به شدت متأثر مىكند و تأثر بعضى منجر به مرگشان مىشود، چرا تاكنون خود او از سخنانش تأثر شديد نيافته و گفتههايش موجب مرگش نشده است؟! بنابراين روزى كه با همين انديشه از راهى مىگذشت آن واعظ را ديد، پيش آمد، او را نگه داشت و اين دو بيت را براى وى
[١]- تفسير ابوسعود، ذيل آيۀ ٤٤ سورۀ بقره.