جدل، استدلال و آداب مناظره در قرآن كريم - محمدعلى خزائلى - الصفحة ٦٧ - ٢ - موعظه حسنه
كارهاى خلاف و نامشروع دست مىزنيد و خودتان در آتش غضب مىسوزيد.
دو نكته در موعظه
خداوند در برنامه دعوت مردم، پيشواى اسلام را به موعظه حسنه مأمور نموده است، يعنى موعظهاى كه از هر جهت پسنديده و از هر عيب و نقصى مبرى باشد و اين موعظه خالى از آلايش و ريا و تزوير است. در موعظه دو نكته قابل توجه است، اول اينكه محتواى كلام واعظ، آگاهىبخش و بيداركننده باشد و ديگر اينكه كلام را با خلوص و صداقت همراه كند و خودش هم عامل باشد. از طرف ديگر شنونده نيز بايد واجد شرايطِ لازم باشد، از جهت حُسنِ اِستماع و ايمان به خدا و تشنه هدايت باشد تا وعظ واعظ در وى اثر كامل بگذارد و گر نه اثرِ وعظ واعظ در وى نسبى خواهد بود يا بى اثر. از باب نمونه يكى از وعاظ روزى به مجلس هارون الرشيد، خليفه مقتدر عباسى وارد شد. هارون به وى گفت مرا موعظه كن. واعظ گفت اى رشيد اگر به شدت تشنه شوى و از آب تو را منع كنند به چه قيمت حاضرى آن را خريدارى نمايى؟ گفت به نصف مملكتم. واعظ گفت اگر آب را خوردى و به صورت ادرار در مثانه آمد ولى خارج نشد، براى بيرون آوردنش جه قيمت مىپردازى؟ گفت به نصف باقى ملكم.
واعظ گفت پس مغرور نكند تو را مملكتى كه نصف آن را براى يك مقدار آب و نصف ديگرش را براى يك ادرار از دست مىدهى.[١]
در اينجا ماده كلام واعظ، تكان دهنده و نافذ بود ولى هوى وتمايلات نفسانى و غفلت هارون نگذاشت به خود آيد و از خواب غفلت بيدار شود و راه عدل و انصاف پيش گيرد، لذا است كه در قرآن موعظه را فقط براى پرهيزكاران مؤثر مىداند و مىفرمايد: (هذا بَيانٌ لِلنّاسِ وَ هُدىً وَ مَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقِينَ)[٢] دلهاى پاك و با تقوا است كه هدايت و موعظه را مىپذيرند.
[١]- لئالى الاخبار، ابن ابى جمهور، ص ١٤٧.
[٢]- سوره آلعمران، آيه ١٣٨.