جدل، استدلال و آداب مناظره در قرآن كريم - محمدعلى خزائلى - الصفحة ٣٩ - علل و اسباب استفاده از جدل
اساسى با هم دارند:
١ - اعتماد جدل فقط بر مقدمات پذيرفته شده است و در آنها شرط نيست كه حق و واقعى در كار باشند زيرا معمولاً شخص جدلى هدف او طلب حق نيست و در پى شكست خصم مىباشد و از قضاياى مسلّمۀ پيشِ همه و يا طايفه خاص و يا در نزد مخاطب، استفاده مىكند و كارى ندارد حق باشند يا باطل.
٢ - جدل فقط قائم به دو شخصِ درگير مىباشد ولى برهان گاهى اقامه مىشود براى تعليم ديگرى و رساندن او به حقايق لذا گاهى مانند جدل بين دو نفر صورت مىگيرد و گاهى شخص برهان را براى خودش اقامه مىكند كه نفس خود را به حق برساند و دعوت باطنى او را جواب گويد.
٣ - استدلال برهانى و يقينى فقط يكى است و تعدّدبردار نيست و مثل مسائل رياضى دو دو تا چهار تا است و هر كس نمىتواند به نفع خود از آن استفاده كند بخلاف استدلال جدلى كه چون مقدماتش از مشهورات و مسلمات است چه حقيقى باشند و چه غير حقيقى، طرفين مجادله مىتوانند هر كدام از يك قضيه مشهوره يا مسلّمه بهرهبردارى كنند.
٤ - صورت استدلال برهانى فقط به طريق قياس و رسيدن از كلى به جزيى است اما در استدلال جدلى مجادل مىتواند از راههاى مختلفِ استدلال، مثل قياس، استقراء و تمثيل استفاده كند پس جدل اعم از برهان است و اكثراً اعتماد بر استقراء و تمثيل دارد، كه شرح آنها در بخش اول گذشت.
علل و اسباب استفاده از جدل
١ - چون استدلال برهانى مقدمات آن از يقينيّات و ضروريات است و امور ضرورى در يك قياس، تعددبردار و قابل توجيه و انكار نيستند، امكان ندارد هر كدام از طرفينِ نزاع از آن به نفع خود استفاده كند و در هر حالى حق و حقيقت واحد است و وقتى حق با يك دسته بود دسته ديگر ناچار است براى تأييد مطلوب خود به جاى