جدل، استدلال و آداب مناظره در قرآن كريم - محمدعلى خزائلى - الصفحة ١٤٣ - مجادله دربار١٧٢٨ حق
بودند، اختيار نمودى و اين وقتى بود كه پيامبر فرمود به نام خدا به جنگ برويد و بشارت باد شما را كه خداوند به من وعده فرموده كه يكى از اين دو طايفه يعنى قافلهاى كه سركردۀ آنها ابوسفيان بود و يا بيرون شدگانِ از مكه، براى جنگ كه داراى شوكت و سلاحاند به فرماندهى ابوجهل، با اموالشان، براى شما خواهد بود و پيامبر مىدانست اگر به جانب قافله تجارتى توجه نمايد، كفار قريش به كمك آنها مىرسند و مسلمانان را محاصره مىكنند و كار مشكل مىشود و اگر به جانب جنگجويان قريش كه از مكّه حركت كردند متوجّه شوند و بر آنها غلبه كنند، تمام اموال آنها بعنوان غنائم جنگى و حتى مال التجاره قافله، نصيب مسلمانان خواهد شد و خداوند اراده فرموده است كه حق را به حكم جهاد و وعده پيروزى و خبر دادن از حركت كفار قريش و ثبات قدم اولياء و نيكان، ثابت و آشكار فرمايد و بنا دارد ريشه كفّار را از اساس بكند و نسل آنها را قطع نمايد[١]. نه آنكه فقط اموالى بىزحمت از كفار بدست مسلمانان بيفتد لذا پيامبر اكرم با مشورت، نظر مقداد و سعد معاذ و... را بر نظر عدهاى از جمله خليفه اوّل و دوم ترجيح، داد بعد از اينكه جبرئيل عرض كرد خداوند تو را مخير كرده بين پيروزى بر كاروان و يا جهاد و پيروزى بر كفار قريش ولى مسلمانان چون نزديك قافله شده بودند و اسلحه كافى هم نداشتند مايل به گرفتن اموال تجارتى بودند ولى پيامبر فرمود: چه كسى عِير يعنى كاروان تجارتى و چه كسى «نَفِير» يعنى كوچكنندگان براى جنگ را مىخواهد؟ پس از اين قسمت مهمى از مهاجرين و انصار براى جهاد حاضر شدند و پيامبر اكرم دستور حركت داد و ابوجهل در اين جنگ (بدر) كشته شد و حضرت سجده شكر كردند و ابوسفيان زنده بود و پيوسته با پيغمبر مىجنگيد تا در زمان فتح مكّه اجباراً اسلام اختيار كرد و پيامبر او را آزاد فرمود و در
[١]- مضمون آيات ٧ و ٨ سوره انفال.