جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣٦١ - ٤ استقامت حضرت عيسی
٣. استقامت حضرت ايّوب٧ در شکرگزاری در هر حال
حضرت ايّوب ٧ بزرگ مردی بود كه همه چيز را تمام داشت: هم پيامبر إلهی بود و هم از ثروت زیادی بهرهمند بود، هم فرزندان برومند و رشيدی داشت و هم همسری زيبا و مهربان و بيش از همه و پيش از همه، بنده تمام عيار خداوند بود. هيچ حركتی از او بیرضايت إلهی و توجه به خداوند سر نمیزد. خويشتن را چون ماهی در آب بيكران غرق نعمتهای خداوند میدانست. در هر نفسی كه برمیآورد تسبيح حقّ میگفت و در هر قدمی كه برمیداشت دانه شكری میكاشت. چندان كه فرشتگان إلهی او را تمجيد کرده و بزرگ میداشتند.
عملکرد او شيطان را برآشفته ساخت و آتش كينه و شرار حقد در او زبانه كشيد او نمیتوانست ببيند كه فرشتگان إلهی، ايّوب را به نيكی ياد كنند و او را بنده مقرب و محبوب الهی بشمارند ولی شیطان رانده شده درگاه الهی باشد.
شيطان از فرصتی كه پروردگار تا روز رستاخيز به او عنايت كرده بود، سوء استفاده كرد و با بیشرمی تمام به خداوند عرض کرد: پروردگارا! اگر ايّوب چنين مطيع و فرمانبردار تو است، این نیست مگر به جهت بینيازی و نعمتهای فراوانی که در اختیار او قرار دادهای. در واقع او با اين فرمانبرداری از تو میخواهد كه آسايش مادّی او را افزون كنی يا دستكم از او نگيری. اگر او مستمند بود، هرگز تو را اینچنين اطاعت نمیکرد.
از بارگاه ربوبی به او پاسخ داده شد كه ما بنده خود را بهتر میشناسيم، اما به تو فرصت میدهيم تا ايّوب آزموده شود، اختيار اموالش را به تو سپرديم، هر چه خواهی بكن! شيطان كه از شادی سر از پا نمیشناخت، همراه با ايادی خود يك روز همه داراييهای ايّوب را به آتش كشيد و ايّوب چنان مستمند شد كه به روزی روزانه خود نيز دست نمیيافت.