جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١٨٦ - ١٢ نمونهای دیگر از اخلاق نیکوی پیامبر اکرم٦٥٠١٨
تا خود را از اين كودكان باز خريد كنم .بلال رفت و پس از جستجو، هشت دانه گردو يافت به حضور پيامبر آورد، پيامبر با کمال نرمی و عطوفت به كودكان فرمود: (اتبعون جملكم بهذه الجويزات) آيا شما شتر خود را به اين گردوها میفروشيد.
كودكان به اين معامله راضى شدند و گردوها را گرفته و آن حضرت را رها نمودند، پيامبر به طرف مسجد میرفت در حالى كه میفرمود: (رحم الله اخى يوسف باعوده بثمن بخس دراهم معدوده) خداوند برادرم يوسف را رحمت كند كه برادرانش او را به چند درهم اندك فروختند اما اين كودكان من را به هشت دانه گردو فروختند، با اين فرق كه برادران يوسف وى را از روى دشمنى فروختند، ولى اين كودكان از روى بیتوجهی
وقتى بلال رفتار نرم و محبت آمیز آن حضرت را ديد، تحت تأثير قرار گرفت و به پاى مبارك آن حضرت افتاد و اظهار تواضع كرد و گفت: (اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ) خدا بهتر میداند كه مقام رسالت را در وجود چه كسى قرار دهد.[١]
تواضع رسول خدا ﷺ
ابوذر میگويد: سلمان فارسى و بلال حبشى را ديدم كه با هم به حضور رسول خداﷺ رسيدند. در اين ميان سلمان براى احترام به پيامبر به پاهاى رسول خدا افتاد و بوسه زد. پيامبرﷺ ضمن جلوگيرى از اين كار، خطاب به سلمان فرمود: از كارهایى كه عجمها در مورد شاهان خود انجام مىدهند اجتناب کن. من بندهاى از بندگان خدا هستم، از آنچه همگان مىخورند من نيز مىخورم و آنجا كه مردم مىنشينند من نيز مىنشينم. [٢]
[١] .كنز العمّال حدیث: ٣٢٤٠٢.
[٢].[٢٨٢] روایتها و حکایتهای ص ١٠٣ داستانهای پراکنده ج ٣ ص١٨.