جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٦٩ - ٥١ احترام به جهت علم و دانش
من نزد پدر آمده و در مقابلش نشستم. پدر به من گفت: احمد! كارى دارى؟ گفتم: آرى، اگر اجازه دهيد از شما سؤالى دارم گفت: بگو! گفتم: پدر جان! اين مرد كه امروز با او چنين رفتار كردید و مرتب میگفتید: جانم فدايت و آن همه تجليل و احترام کردید، چه كسى بود؟ گفت: فرزندم! او پيشواى شيعيان معروف به ابن الرضا است.
سپس سكوت كرد و پس از لحظاتى گفت: پسرم! اگر خلافت از دست بنىعباس خارج گردد، هيچ كس از بنىهاشم سزاوارتر از این مرد براى خلافت نيست به خاطر فضل، بزرگوارى، زهد، پارسايى، اخلاق پسنديده و شايستگى كه دارد.
احمد بن عبيداللّه میگويد: پس از شنيدن اين حرفها از هر كس كه در مورد او تحقيق كردم، دوست و دشمن، همه جز از فضايل و مناقب و بزرگوارى آن حضرت، سخن نمیگفتند. او را پيشواى شیعیان میدانستند بدين جهت بيش از پيش عظمت او در نظرم افزون گشت. [١]
٤٩. احترام عموم مردم به اوصیای پیغمبرn
مردم هنگام خروج امام حسن عسکری٧ از خانه، به آن حضرت احترام کرده و راه را باز میکردند. اگر نشسته بودند به احترام حضرت قيام میکردند و در برگشت هم او را تا خانه مشايعت کرده و تجليل و تعظيم و احترام مینمودند تا وارد خانه میشد سپس به جاى خود برمیگشتند. در راه مكه تا آن حضرت از حیوان خود پياده نمیشد كسى پياده نمیشد و تا سوار نمیشد كسى سوار نمیشد تمام اهل قافله برای او احترام خاصی قائل بودند.
نقل شده شخصی بنام مدركة بن زياد به ابن عباس گفت: تو پيرمردى سوار بر حیوان بشو و معطل حسن و حسين C نباش آنها جوانترند بعداً سوار میشوند.
[١].[١٠٤] بحار الأنوار، ط دار الاحیاء التراث، مجلسي، محمد باقر، ج٥، ص٣٢٥.