جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٥٣ - ٣٣ عملی با ارزشتر از خون بهای تمام مردم
پس او بر من فضيلت و برترى دارد.
اگر كوچكتر از تو باشد، با خود بگو: من بيش از او گناه كردهام پس او بهتر از من است امّا اگر هم سن تو باشد، بگو: من به گناهان خود مطمئنّ هستم؛ ولى نسبت به گناه او شک دارم پس من از او بهتر نيستم «اگر خود را بهتر و برتر از دیگران ندانی و مغرور نشوی میتوانی دیگران را احترام کنی» چنانچه مسلمانی تو را تعظيم و احترام كند این را نشانه بزرگی و فضیلت خود ندان تا مبتلا به تکبر شوی بلکه بگو: آنها با معرفت و با ادب هستند و اما اگر برخی تو را كوچك شمرده و تحقير كردند، با خود بگو: این در اثر گناهان من است و من خود مقصّر در بیاعتنایى آنها هستم.
اگر با دیگران با چنين دیدگاهی «حالت تواضع نه تکبر» معاشرت كنى و با اين انديشه برخورد نمایى، ضمن این که بهترين زندگى را خواهى داشت، دوستانِ پر محبّت و دلسوز تو بسيار خواهند شد و دشمنان و مخالفين كمترى را خواهى يافت و بدان كه بهترين مردم كسى است كه:
الف: به هم نوعان خود بيشترين خير را برساند اگر چه هيچ خيرى از آنان به او نرسيده باشد.
ب: خود را از مردم بىنياز بداند و چشم داشتى از آنان نداشته باشد. [١]
[١].[٨٦] (يَا زُهْرِی وَ مَا عَلَيْكَ أَنْ تَجْعَلَ الْمُسْلِمِينَ مِنْكَ بِمَنْزِلَةِ أَهْلِ بَيْتِكَ فَتَجْعَلَ كَبِيرَهُمْ بِمَنْزِلَةِ وَالِدِكَ وَ تَجْعَلَ صَغِيرَهُمْ بِمَنْزِلَةِ وُلْدِكَ وَ تَجْعَلَ تِرْبَكَ مِنْهُمْ بِمَنْزِلَةِ أَخِيكَ فَأَی هَؤُلَاءِ تُحِبُّ أَنْ تَظْلِمَ وَ أَی هَؤُلَاءِ تُحِبُّ أَنْ تَدْعُوَ عَلَيْهِ وَ أَی هَؤُلَاءِ تُحِبُّ أَنْ تَهْتِكَ سِتْرَهُ وَ إِنْ عَرَضَ لَكَ إِبْلِيسُ لَعَنَهُ اللَّهُ بِأَنَّ لَكَ فَضْلًا عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَهْلِ الْقِبْلَةِ فَانْظُرْ إِنْ كَانَ أَكْبَرَ مِنْكَ فَقُلْ قَدْ سَبَقَنِی بِالْإِيمَانِ وَ الْعَمَلِ الصَّالِحِ وَ هُوَ خَيْرٌ مِنِّی وَ إِنْ كَانَ أَصْغَرَ مِنْكَ فَقُلْ سَبَقْتُهُ بِالْمَعَاصِی وَ الذُّنُوبِ فَهُوَ خَيْرٌ مِنِّی وَ إِنْ كَانَ تِرْبَكَ فَقُلْ أَنَا عَلَى يَقِينٍ مِنْ ذَنْبِی فِی شَكٍّ مِنْ أَمْرِهِ فَمَا لِی أَدَعُ يَقِينِی بِشَكِّي). بحار الأنوار، ط دار الاحیاء التراث، مجلسي، محمد باقر، ج٨٩، ص٢٤٣.