جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢٢٩ - ١٦ عاقبت اذیت و آزار والدین
کنی، چه زنده باشند چه مرده. [١]
نکته: احسان به پدر و مادر بعد از مرگ به این است که فرد برای آنان خیرات فراوان کند و به یاد آنان باشد و اگر حقوق واجبی از آنان فوت شده اداء نماید.
١٦. عاقبت اذیت و آزار والدین
در بنیاسرائیل، عابدی به نام جریح بود که همواره در صومعهای[٢] به عبادت میپرداخت. روزی مادرش نزد وی آمد و او را صدا زد، ولی او چون مشغول عبادت بود، پاسخ مادرش را نداد، مادر به خانه بازگشت و دوباره پس از ساعتی به صومعه آمد و جریح را صدا زد، باز جریح به مادر اعتنایی نکرد. برای بار سوّم مادر آمد و او را صدا زد ولی جوابی نشنید. مادر از این رفتار فرزند دل شکسته شد و او را نفرین کرد.
فردای همان روز، زن فاحشهای بچهای را نزد جریح گذاشت و ادّعا کرد که آن بچه، فرزندِ نامشروع این عابد است. این موضوع شایع شد و سرِ زبانها افتاد. مردم به یکدیگر میگفتند: کسیکه مردم را از بیعفتی نهی مینمود، اکنون خود چنین کرده است. ماجرا به گوش حاکم وقت رسید و فرمان اعدام عابد را صادر کرد و مردم برای اعدام عابد جمع شدند، مادرش وقتی او را آنگونه رسوا دید، از شدت ناراحتی به صورت خود زد و گریه کرد.
جریح به مادر رو کرد و گفت: مادر آرام باش! نفرین تو من را به اینجا کشانده است و گرنه من بیگناه هستم وقتی که مردم این سخن را از جریح شنیدند به او گفتند: ما از تو نمیپذیریم، مگر ثابت کنی که این نسبت تهمت و دروغ است.
عابد که مادرش دیگر از او راضی شده بود، گفت: طفلی را که به من نسبت دادهاند، پیش من بیاورید! طفل را آوردند و او با زبان واضح گفت: پدرم فلان چوپان
[١].[٣٤٩] بحار الأنوار، ط دار الاحیاء التراث، العلامة المجلسي، ج ٧٧، ص ١٣٦.
[٢].[٣٥٠] صومِعِه مکانی است که کشیشهای مسیحی، تحت سرپرستی یک رئیس مرد یا زن در آن زندگی میکنند.