جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣٧٢ - ١٤ استقامت در مقابل تحریم اقتصادی
و عزی را پرستش كن. ولی او تسليم شكنجهگران نشد.
آثار پارههای آتش آن چنان در بدن عمار اثر كرده بود كه پيامبر او را آنگونه ديد، كه گویی بيماری برص گرفته و آثار پوستی اين بيماری در صورت و بازوان و بدنش وجود داشت. پيامبر به آنان فرمود: استقامت كنيد ای خاندان ياسر، كه قطعاً وعده گاه شما بهشت است. [١]
١٣. استقامت بلال حبشی
بلال حبشی به عنوان برده به مشركان مکّه فروخته شد و با ظهور اسلام مسلمان شد. وی در اسلام خود، بسيار پايدار و مبارزی شكستناپذير بود، بلال روزی به كعبه آمد و پس از تمسخر بتها، آب دهان به آنها انداخت. كفّار از اين كار بلال مطلع شدند، برای دستگيری او برخاستند، او از جريان مطلع شد و گريخت و به خانه اربابش عبدالله بن جدعان رفت و پنهان شد. مشركان به خانه او آمده و گفتند: ای عبدالله مگر تو از آیين نياكان خود برگشتهای؟!
او گفت: سوگند به بتهای لات و عزّی که چنین نیست. آنان جریان را برای او تعریف کردند، عبدالله به ابوجهل و اميّة بن خلف گفت: بلال در اختيار شما است، هر بلایی که خواهید بر سرش درآورید و هر طور خواستید او را آزار دهيد!
ابوجهل و اميه، بلال را به بيابان برده و او را برهنه كردند و روی ريگهای سوزان بيابان مكه خواباندند. سپس سنگ بزرگی را بر سينهاش نهادند، هر چه به او گفتند: به محمّد كافر شو تا تو را آزاد كنيم، او میگفت: زبانم به گفتار شما حركت نمیكند.
مادر بلال «حمامه» نام داشت، او نيز در آغاز اسلام به اسلام گرويده بود و همواره به جرم ايمانش، مثل ساير مسلمانان شكنجه میشد. روزی «امية بن خلف» كه
[١] .حکایتهای شنیدنی، ج ٥، ص ٢٥. تفسیر المنار، ج ٢، ص ٣٦٧.