جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣٨٨ - ٣٥ استقامت همسر عمرو بن جموح
گوسفندان و خانهاش را نگهداری کردهام.
قانع هستم به نان يا استخوانی كه میدهد. گاهی چند روز میگذرد و صاحبم چيزی برای خود پيدا نمیكند که به من بدهد با اين وصف از موقعی كه ياد دارم در خانه اين مرد را رها نكرده و به غير او نيز پناه نبردهام. اگر چيزی میرسيد شكر میكردم و اگر نمیرسيد پايدار و صابر بودم.
اما يك شب كه نان تو قطع شد تاب نياوردی از در خانه روزی دهنده عالم به در خانه نصرانی پناه آوردی. اكنون ببين بیحيا منم يا تو؟ عابد تا اين سخن را شنيد چنان تحت تأثير قرار گرفت که بر سر خود کوبید و غش كرد. [١]
٣٠. استقامت در رسيدن به كعبه مقصود
شبى در بيابان مكه چنان بىخواب شدم كه ديگر نتوانستم راه بروم، سر بر زمين نهادم تا بخوابم،به شتربان گفتم: دست از من بردار. شتربان گفت: اى برادر! حرم در پيش است و حرامی در پس. اگر راه رفتى بردى و اگر خفتى مردى. يعنى: برادرم! كعبه در پيش روى تو است و راهزن در پشت سر، اگر به راه ادامه دادى به نتيجه مىرسى و اگر بخوابى بر اثر گزند راهزن نابكار مىميرى.
خوش است زير مغيلان[٢]به راه باديه خفت
شب رحيــــــل، ولى ترك جـــان ببـــايد گفت
كنايه از اين كه بايد در راه مقصود استقامت ورزید، در غير اين صورت گرفتار خطر نابودى مىشود.[٣]
[١].[٥٧٢] كشكول شيخ بهایی، ج ١ ص ٣٧.
[٢].[٥٧٣] خار بیابان حجاز: یعنی خوابیدن شب در پناه خار بیابان خوش و دلپذیر است ولی مسافر بازمانده از کاروان ناگزیر باید جان بسپارد.
[٣].[٥٧٤] گلستان سعدی باب دوم: در اخلاق پارسایان حکایت شماره ٥٣.