جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٩٥ - ١٦ برکات زیاد احسان غلام
برابر آنچه قبلاً از من میگرفتی برای تو مقرر ساختم! [١]
نکته: مشابه این داستان و عمل به آیه شریفه، از امام سجاد٧ نیز نسبت به کنیز آن حضرت نقل شده است.[٢]
١٤. جبران احسان به وجه احسن
روزى امام حسن و امام حسين D به همراهى شوهر خواهرشان «عبد اللّه بن جعفر» به قصد مكّه و انجام مراسم حجّ از شهر مدينه خارج شدند. در مسير راه آذوقه خوراكى آنها به اتمام رسید و تشنه و گرسنه گشتند. در راه به خیمه سياهی رسیدند و پيرزنى را در كنار آن مشاهده كردند، به او گفتند: ما تشنهايم، آيا نوشيدنى دارى؟ پيرزن عرض کرد: بله، سپس بُزى را كه جلوى خیمه خود بسته بود، به مهمانان نشان داد و گفت: خودتان شير آن را بدوشيد و میل کنید. آن بزرگواران گفتند: آيا خوراكى هم دارى كه ما را از گرسنگى نجات دهد؟
پاسخ داد: من فقط همين حيوان را دارم، يكى از شما آن را ذبح نمايد و آماده كند تا برايتان كباب درست کنم. يكى از آن سه نفر، گوسفند را سر بريد و پس از آماده شدن تحويل پيرزن داد؛ او هم مقداری از آن را پخت و جلوى مهمانان گذاشت؛ در هنگام خداحافظى به پیرزن گفتند: ما از خانواده قريش هستيم و اكنون قصد مكّه را داريم، چنانچه از اين مسير بازگشتيم، حتماً جبران لطف تو را خواهيم كرد.
پس از رفتن مهمانان، شوهر پيرزن آمد و چون از جريان آگاه شد، همسر خود را
[١] [١٣٩]. بحار الأنوار، ط دار الاحیاء التراث، مجلسي، محمد باقر، ج٤٣، ص٣٥٢.
[٢] [١٤٠].(جَعَلَتْ جَارِيَةٌ لِعَلِی بْنِ الْحُسَيْنِ تَسْكُبُ الْمَاءَ عَلَيْهِ وَ هُوَ يَتَوَضَّأُ لِلصَّلَاةِ فَسَقَطَ الْإِبْرِيقُ مِنْ يَدِ الْجَارِيَةِ عَلَى وَجْهِهِ فَشَجَّهُ فَرَفَعَ عَلِی بْنُ الْحُسَيْنِ رَأْسَهُ إِلَيْهَا فَقَالَتِ الْجَارِيَةُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ وَالْكٰاظِمِينَ الْغَيْظَ فَقَالَ قَدْ كَظَمْتُ غَيْظِی قَالَتْ وَ الْعٰافِينَ عَنِ النّٰاسِ قَالَ لَهَا قَدْ عَفَا اللَّهُ عَنْكِ قَالَتْ وَ اللّٰهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ قَالَ اذْهَبِی فَأَنْتِ حُرَّةٌ) بحار الأنوار، ط دار الاحیاء التراث، مجلسي، محمد باقر، ج٤٦، ص٦٨.