جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٥٩ - ٣٩ سفارش به مهربانی و احترام مضاعف به مادر
فاصله نشست به طوری که اگر حرف میزد سخنش را میشنیدم، طولی نکشید که یکی از دوستان وی هم وارد مسجد شد و نزد او نشست.
ابن ابیالعوجاء در مورد بزرگی پیامبر اکرم جملاتی چند گفت، سپس رفیقش رشته کلام را به دست گرفت و پيامبر اکرم را فیلسوفی دانا و توانا خواند که عقلا را مبهوت و مجذوب خود ساخته تا دعوتش را اجابت کنند و از پی آنان، دیگر مردم نیز به وی گرویدند و آیینش را پذیرفتند.
ابن ابیالعوجاء گفت: سخن پيامبر اکرم را واگذار که عقل من در کار او حیران است سپس بحث جهان را به میان کشید و گفت: عالم ازلی و ابدی است، همیشه بوده و خواهد بود و آفرینندهای ندارد. سخنان ابن ابیالعوجاء عنان صبر را از کف مفضّل که شاهد گفتار آنان بود، ربود، سخت ناراحت شد و با تندی گفت:
ای دشمن خدا، دین الهی را نفی میکنی؟ آفریدگار جهان را انکار مینمایی؟ آیات حکیمانه او را که حتّی در ساختمان خودت وجود دارد نادیده میگیری؟ ابن ابیالعوجاء در پاسخ گفت: اگر اهل بحث و کلامی با تو سخن میگویم. در صورتی که دلیل محکمی بر ادعای خود آوردی میپذیرم، اگر اهل بحث و استدلال نیستی با تو سخنی نداریم.
سپس گفت: اگر از أصحاب حضرت صادق هستی که او با ما اینچنین بحث و گفتگو نمیکند. امام بیشتر از آنچه تو شنیدهای سخنان ما را شنیده ولی هرگز با کلام زشت و ناپسندی ما را خطاب نکرده و در پاسخ ما از مرز اخلاق و ادب تجاوز نکرده بلکه با احترام و استدلال جواب را میدهد.
او مردی است بردبار، سنگین، عاقل و کامل، در بحث و گفتگو خود را گم نمیکند، دچار دهشت و اضطراب نمیشود، گفتههای ما را با توجه کامل گوش میدهد و از ادلهای که اقامه میکنیم به خوبی آگاه است، وقتی سخن ما پایان