جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢٨٠ - ٢٦ آرزوی تنها یا عزم راسخ
٢٤. اراده جدی نصرت امین در تحصیل مدارج عملی
خواجه ابومنصور، وزير سلطان طغرل، مردى دانا، لايق، خداپرست و درستكار بود و در انجام وظايف دينى مراقبت كامل داشت. معمولاً هر روز پس از نماز صبح مدّتى روى سجاده مینشست و دعا میکرد و ذکر میگفت و پس از طلوع آفتاب لباس وزارت را میپوشيد و به دربار میرفت. روزى سلطان طغرل، وزير را قبل از طلوع آفتاب احضار كرد.
مأمورين به منزل وى رفتند و او را در حال دعا کردن ديدند امر پادشاه را ابلاغ نمودند، ولى وزير به گفته آنان توجهى نكرد و به خواندن دعا ادامه داد. مأمورين بىاعتنايى او را به عرض پادشاه رساندند كه وزير نسبت به اوامر شما توجهی ندارد اين سخن، سلطان طغرل را به سختى خشمگين كرد.
وزير پس از فراغ از عبادت به دربار آمد. به محض ورود، شاه با تندى به وى سخن گفت که چرا دير آمدى؟ وزير با قوت نفس و اطمينان خاطر عرض كرد: اى پادشاه، من بنده خدا هستم و چاكر شما! تا از بندگى خدا فارغ نشوم نمیتوانم به وظايف چاكرى شما قيام کنم. گفتار محكم و پر از حقيقت وزير، شاه را سخت تحت تأثير قرار داد و ديدهاش را اشك آلود كرد و به وزير خود سفارش كرد كه همواره به اين روش ادامه دهد و بندگى خدا را بر چاكرى پادشاه مقدم بدارد، تا از بركت آن، امور كشور همواره بر نظم صحيح استوار بماند. [١]
نکته: مردان شریف و عزيز النفس موقعى كه از روى شايستگى و لياقت به مقامی نائل آیند، در كمال قدرت و اعتماد به نفس، انجام وظيفه میكنند تملق و چاپلوسى، پستى و زبونى در
[١]. جوامع الحكايات، ص ١٧٣. كودك از نظر وراثت و تربيت، فلسفی، محمد تقی فلسفی ج ٢، ص ٤٤٦.