جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١٤١ - ٢٦ اخلاص در تألیف کتاب
٢٤. ناراحتی به خاطر تعريف و تمجيد
حاج شيخ عبدالعلى قرهى از دوستان و ياران ديرين امام میگويد: حضرت امام خمينى تحرير الوسيله را زمانى كه در تركيه بودند حاشيه زدند. وقتى میخواستند اين كتاب ارزنده را چاپ كنند يك جلدش را به عنوان نمونه آوردم و به ايشان نشان دادم تا چشم امام به پشت جلد اين كتاب افتاد که از امام خمينى تعريف و تجليل شده بود آن قدر ناراحت شد كه كتاب را به زمين گذارد و به من فرمود:
چرا قبل از انجام اين كارها به من چیزی نمیگويند؟ بايد اين نوشته از بين برود من جرأت نكردم حرفى بزنم. لذا بيرون آمده و به آن شخص كه پيشنهاد چاپ آن عبارت را داده بود، گفتم: بايد اين نوشته از بين برود. كتاب را به چاپخانه بردند شخصى كه متصدّى چاپخانه بود، تعجّب كرد چون او تا به حال چنين جريانى را نه ديده بود و نه شنيده بود. به زبان عربى با تعجب گفت: هذا سيّد. [١]
٢٥. در اين مسجد نامی از من برده نشود
آية اللّه صانعى نقل كردند كه قبل از تبعید امام صاحب يكى از كارخانجات بزرگ تهران كه مسجدى میساخت، براى تبليغ و امامت در اين مسجد از امام درخواست کرد، مبلّغی را به آنجا اعزام كنند تا مردم را ارشاد نمايد. امام ابتداء با اكراه اين موضوع را پذيرفت و پس از تعيين روحانى، در هنگام اعزام آن روحانی به او فرمود: وظيفه شما علاوه بر تبليغ و ارشاد اين است كه دو موضوع را از ياد نبرید:
اول: در اين مسجد نامی از من برده نشود.
دوم: برخورد شما با بانى مسجد به گونهای نباشد كه گمان كند به مال او چشم
[١].[٢٠٧] سرگذشتهای ویژه از زندگی امام خمینی؛ مصطفی وجدانی، ج ٦، ص ١٣٨