جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٩١ - ١٠ جبران احسان دیگران به وجه احسن
عمر بن ليث نامههاى افسران اسماعيل را خواند، از مضامين آنها آگاه شد و همه آنها را در خرجينى «کیسهای» جاى داد و در آن را بست و مهر نمود و درخواست پناهندگیشان را اجابت كرد، جنگ آغاز شد. برخلاف تصوّر افسران، موجباتى فراهم آمد و اسماعيل بن احمد غلبه كرد سپاهيان عمرو در محاصره واقع شدند و بعد از شكست عدهاى كشته، گروهى دستگير شده، و جمعى هم گريختند.
تمام تجهیزات نظاميان عمر بن ليث به همراه اموال اختصاصى او و همچنين خرجين نامه افسران به دست اسماعيل افتاد. اسماعيل از مشاهده خُرجين و مهر عمرو بن ليث و يادداشتى كه روى آن بود، به حقیقت مطلب پىبرد و فهمید که محتواى خرجين، نامههايى است كه افسرانش به عمرو نوشتهاند. خواست خورجین را بگشايد و نامهها را بخواند تا نويسندگان آنها را بشناسد؛ ولى چنین نکرد و با خود گفت: اگر نامه را بخوانم و نويسندگانش را بشناسم، به همه آنها بدبين میشوم. آنان نيز اگر بدانند كه رازشان فاش شده، از عهدشكنى و خيانتى كه به من كردهاند، دچار خوف و هراس شده و ممكن است از ترس جان خود پيشدستى كنند و اين پيروزى را به شكست مبدّل سازند و مفاسد بزرگ و غير قابل جبرانى به بار آورند.
لذا خرجين را نگشود و تمام خواص و افسران خود را احضار نمود. خرجين بسته را كه مهر عمرو بر آن بود به ايشان ارائه داد و گفت: اينها نامههايى است كه جمعى از افسران و خواص من، به عمر بن ليث نوشته و به وى تقرّب جسته و از او امان خواستهاند. ده بار حج خانه خدا به ذمّهام باشد «این نوعی قسم مرسوم در آن زمان بود» اگر بدانم در اين نامهها چيست و نويسندگان آنها چه كسانى هستند. در هر حال اگر امانخواهى نويسندگان راست باشد، آنان را عفو نمودم و اگر دروغ باشد از گفته خود استغفار مىكنم. سپس دستور داد: خرجين سربسته را با محتوياتش آتش بزنند تا اثرى از نوشتهها باقى نماند.