جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٤٢٤ - ١٨ دعوت پادشاه روم به اسلام
١٦. معجزه رسول اللهﷺ و اسلام زن یهودی
هنگامیكه رسول اكرمﷺ از جنگ خيبر با فتح و پيروزی بازگشت، زنی يهودي، گوسفندی را سر بريد و سر دست آن را بريان کرد و آغشته به سم کرد و سپس حضور پيامبر آورد و إظهار اسلام كرد. پيامبر فرمود: اين چيست؟ عرض كرد: پدر و مادرم فدای شما، من از رفتن شما به سوی جنگ خيبر نگران بودم، زيرا من اين يهوديان خيبر را مردانی محكم و شجاع میدانستم.
برهای داشتم كه آن را همانند فرزندی برای خود میپنداشتم و اطلاع داشتم كه شما به سر دست گوسفند، علاقه زیادی داريد از اين رو نذر كردم: اگر به سلامت برگشتید آن برّه را ذبح كنم و ذراع «سر دست گوسفند» آن را بريان كرده برای شما بياورم. اكنون كه شما به سلامت برگشتيد، من به نذر خود وفا كردم و اين ذراع همان گوسفند است.
امام علی٧ و مردی به نام براء بن معرور نيز در حضور پيامبر بودند. رسول اكرم نان طلبيد نان آوردند، براء لقمهای از آن ذراع برگرفت و در دهان گذاشت و به دنبال آن حال او تغيير يافت و كم كم در حال جان دادن افتاد و پس از لحظاتی از دنيا رفت، پيامبر از واقع امر مطلع شد و امر كرد كه آن زن را بياورند.
حضرت به او فرمود: چرا چنين كردی؟ او در پاسخ گفت: از ناحيه شما رنج و ناراحتی زيادی متوجه من گرديد. پدر، عمو، شوهر، برادر و فرزندم در جنگ با شماكشته شدند، با خود گفتم اگر محمّد فقط و فقط پادشاه است كه من به اين وسيله او را مسموم كرده و انتقام خود را از او میگیرم و اگر به حقیقت پيامبر خداست «چنان كه خود ادعا میكند و وعده فتح مكه و پيروزی را میدهد» در این صورت حتماً خداوند او را نگهداری کرده و اين سم به او آسيبی نمیرساند...
رسول اكرم عدهای از اصحاب خود چون سلمان، مقداد، ابوذر، عمار، صهيب و