جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١٠٦ - ٣١ احسانی که سبب هدایت شد
همين لحظه، ناگهان باد وزيدن گرفت و ابرى ظاهر گشت و صداى رعد و برق عجيبى در فضا پيچيد و مردم حالتى شادمانه به خود گرفتند.
امام به مردم فرمود: اكنون شكرگزار خداوند متعال باشيد و برخيزيد به خانههايتان بازگرديد كه تا به منازل خود نروید، باران نمیبارد. امام جواد در ادامه این روايت فرمود: تا زمانى كه مردم به خانههايشان نرفتند، باران نبارید؛ امّا به محض آن كه مردم داخل خانههاى خود رفتند، باران به قدرى باريد كه تمام رودها و نهرها را پر از آب کرد. مردم میگفتند: اين از بركت وجود مقدّس فرزند رسول خداﷺاست... [١]
٢٩. احسان و بزرگوارى
عبدالله بن جعفر فرد كريم و بزرگواری بود و خدمات بزرگى را به فقیران آبرومند ارائه نمود. او به اندازهای در بذل و بخشش كوشا و بلند نظر بود كه بعضى از افراد، وى را در اين كار ملامت کرده و میگفتند: تو در احسان به ديگران راه افراط را در پيش گرفتهای.
روزى در مسیر راه به باغی سرسبز و خرم رسيد. تصميم گرفت چند ساعتى در آن باغ استراحت کند. غلام سياهى باغبان آن باغ بود با اجازه غلام وارد باغ شد. ظهر شد غلام بستهای را در نزديكى جعفر آورد و روى زمين نشست و آن را گشود. جعفر ديد سه تکه نان در آن است. هنوز غلام لقمهای نخورده بود كه سگ گرسنهای وارد باغ شد، مقابل غلام ایستاد. غلام يك تکه نان را به سويش انداخت و سگ گرسنه با حرص آن را در هوا گرفت و بلعيد. سگ دوباره متوجه غلام و سفره نانش شد او تکه دوّم و سپس تکه سوّم را نزد سگ انداخت و سفره خالى را بدون اين كه خودش غذایی بخورد جمع کرد.
[١]. عیون أخبار الرّضا ج ٢، ص ١٧٠، الخرایج و الجرایح، ج ٢، ص ٦٥٨.