جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٥٨ - ٣٨ رعایت احترام مؤمنان و توجه به نیازهای آنان
٣٦. مذمّت بیاحترامی به مؤمن
امام صادق٧ به همراه بعضى از أصحاب، براى انجام مناسك حجّ، به سوى مكّه معظّمه حركت كردند در مسير راه برای استراحت در محلّى توقّف کردند، آن گاه حضرت به افراد حاضر فرمود: چرا شما ما را سبك میشمارید؟ يكى از افراد كه از اهالى خراسان بود از جا برخاست و گفت: يابن رسول اللّه! به خدا پناه میبريم از اين كه به شما بىاعتنایى و توهين كنیم و با دستورات شما مخالفت کنیم.
حضرت صادق فرمود: تو خود يكى از همان اشخاص هستى، آن شخص گفت: پناه به خدا، من هيچ جسارت و توهينى به شما نكردهام. حضرت فرمود: واى بر تو، در بين راه در نزديكى جُحفه، شخصى به تو گفت: من را سوار كن به خدا قسم خسته و درمانده شدهام، این را گفت ولی تو با او چه كردى؟
سپس حضرت فرمود: تو براى خود كسر شأن دانستى که او را بر حیوان خود سوار کنی «و به او اعتنایی نکردی» و حتّى سر خود را هم بالا نكردى و او را سبك شمردى و با بیاعتنایى از كنار او گذشتی. سپس حضرت فرمود: هر كس به مؤمنی بیاعتنایى و بىحرمتى كند، در حقيقت به ما بیاعتنایى كرده و حرمت و حقّ خدا را ضايع كرده است. [١]
٣٧. رعایت ادب و احترام هنگام مناظره با دیگران
ابن ابیالعوجاء، در عصر امام صادق٧ زندگی میکرد او پیرو افکار مادی بود و مکرّر با آن حضرت به گفتگو مینشست و پیرامون مسائل مختلف بحث و گفتگو میکرد. مفضل بن عمر میگوید: روزی در مسجد پيامبر اکرمﷺ نشسته بودم و در عظمت پیغمبر اکرم فکر میکردم که ناگهان ابن ابیالعوجاء وارد شد، نزدیک من با
[١].[٩٢] اصول کافی، کلینی، محمد بن یعقوب، ط الاسلامية، ج٨، ص٨٨.