جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣٠٠ - ٥ ازدواج و رفع مشکل فقر و تنگدستی
«طاهره» «مبارکه» «سید نسوان» و «ملکه بطحاء» شناخته شده بود. ماجرای ازدواج، از مهمانی در خانه خدیجه آغاز شد. روزیخدیجه در خانه خود مجلسی تشکیل داده بود و از عالمان یهودی دعوت کرده بود تا برایش صحبت کنند که در وسط جلسه جوانی خوشسیمایی از مقابل خانه خدیجه گذشت.
دانشمند یهودی ازخدیجه خواست که او را به مجلس دعوت کند. پس از پایان مجلس و در هنگام خداحافظی در حالی که شادی در صورت آن عالم یهودی مشهود بود، رو به خدیجه کرد و گفت: طبق آنچه من در کتب آسمانی گذشته خواندهام، این مرد پیامبر آخرالزّمان است خوشا به سعادت بانویی که چنین جوانی شوهرش باشد که در این صورت به شرافت، عزت و شکوه دنیا و آخرت نایل آمده است.[١]
حضرت خدیجه با پیامبر اکرم در جدّ چهارم از طرف پدر و در جدّ هشتم از طرف مادر متّحد بودند، به همین دلیل گاهی همدیگر را پسر عمو و دختر عمو میخواندند. هم خدیجه تاجر بود، هم پیامبر اکرم. تقدیر الهی به گونهای رقم خورد که اسباب همکاری میان آن دو بزرگوار فراهم شد. مهربانی و ایمانی الهی در رفتار پیامبر اکرم مشهود بود.
روح پاک و قلب لطیف این دختر قریشی، پس از سالها هم کفو خود را پیدا کرده بود. چند بار با پیامبر اکرم که در آن زمان ۲۵ ساله بود مواجه شد و علاقهمند آن مرد الهی گشت بانوی قریشی حصار غرورش را شکست و جایگاه و شوکت دنیایی را به خوشبختی ابدی به آسانی فروخت و تصمیم گرفت در نخستین مواجهه، تصمیم خود را در ازدواج با پیامبر مطرح کند.
بالاخره روزی پس از سفر تجاری پیامبر که مدیریت آن سفر را به عهده داشت و
[١].[٤٤٩] مناقب ابن شهر آشوب، سید هاشم محلاتی ج. ۱، ص. ۴۱؛، درسهایی از تاریخ تحلیلی اسلام ج ۲، ص۱۷.