جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣٧٥ - ١٧ استقامت در مقابله با دشمن
تا جایی كه اكثر قريش از ادامه این کار إظهار مخالفت كردند.
موقعیت آنقدر سخت شد و مسلمانان تا حدّی در فشار بودند که ابوطالب از ترس اين كه نيمه شب پيغمبر را نكشند، هر گاه آن جناب میخوابید، رختخواب خود را در يك طرف پيغمبر میانداخت و محل خواب يكی از فرزندانش را در طرف ديگر قرار میداد و پيغمبر را در وسط آنها میخوابانید.
شبها قريش ناله اطفال را میشنيدند و صبحگاه هنگام إجتماع در مجلس از يكديگر سؤال میكردند، ديشب به شما و خانوادهتان چگونه گذشت، میگفتند: خوب. سؤال كننده میگفت: ولی میدانيد فرزندان بستگان و برادران شما از گرسنگی ديشب تا به صبح ناله میكردند، بعضی از تذكر جريان خوشحال میشدند و برخی هم ناراحت. اين وضع جانسوز عدهای را بر آن داشت كه مخفيانه آذوقه به آنجا برسانند.
با همه اين مشكلات سه سال تمام پيغمبر و يارانش استقامت ورزیدند و در شعب ابوطالب به سختی و شدت زندگی كردند تا بالاخره، عدهای از قريش را بر آن داشت كه با پيمان مخالفت كنند و تنفّر خود را از این رفتار دور از انسانيت علناً ابراز نمايند.
در ضمن پيغمبر بواسطه وحی الهی، به ابوطالب خبر داد كه موريانه پيمان مشرکین را در محاصره اقتصادی خورده و غير از لفظ «اللّه» چیزی را باقی نگذاشته است. چون ابوطالب اين خبر را در انجمن قريش مطرح کرد و مطابق با واقع درآمد. مخالفين عمل به این عهد نامه کمتر شدند و به ناچار در اقليّت قرار گرفتند و مسلمانان از شعب ابوطالب و محاصره اقتصادی بعد از مقاومتی سر سخت خارج شده و نجات یافتند. [١]
[١].[٥٥٤] ناسخ التاریخ، ص ٤٩٣.