جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٤٤٨ - ٣٦ دعوت به اسلام همراه با عمل به دستورات اسلام
به فضلت نظری بر من بیفکن، از دوستی و عشق خود به من عطا کن و شیرینی مقام قربت را به من بچشان. حضرت هنوز در حال خواندن ابیات بود که اثر بهبودی در چهره مبارکش ظاهر شد و همان لحظه به کلی مرض بر طرف شد.
طبیب با مشاهده این حال معنوی با تعجّب به امام عرض کرد: ای سرور من! اوّل گمان میکردم شما بیمارید و من طبیب، ولی اکنون آشکار شد که من بیمارم و شما طبیب هستید. از شما خواهش دارم که من را معالجه نمایید حضرت اسلام را بر او عرضه داشت و طبیب مسلمان شد. [١]
٣٤. پیشگویی که سبب هدايت نصرانی شد
مردی نصرانی به امام كاظم٧ عرض کرد: من از دياری دور دست، با تحمّل سختی و مشقّت زیاد نزد شما آمدهام، نزديك سی سال است كه از خداوند خواستهام من را به بهترين و كاملترين دین توسّط برترين بندگانش هدايت فرمايد تا آن كه شبی در خواب شخصی را ديدم كه بيان اوصاف و فضايل مردی را در حوالی شهر دمشق میكرد؛ چون از خواب بيدار شدم رهسپار دمشق گشتم و چون آن مرد را يافتم، پس از صحبتهای مفصّل، گفت: گمشده تو در یثرب «شهر مدينه» است. چون وارد يثرب شدی از امام كاظم سؤال كن كه منزلش كجاست؟
چون او را يافتی به مقصود خويش خواهی رسيد. اكنون به محضر شما آمدهام. او خدمت امام دست به سينه نشست. امام فرمود: در نشستن آزاد و راحت باش «بدون دست به سينه» سپس به مرد نصرانی فرمود: اسم مادر حضرت مريم h چيست؟ در چه روزی روح حضرت عيسی٧ در او دميده شد و چه زمانی به دنيا آمد؟ نصرانی گفت: نمیدانم.
[١].[٦٣٤] لطائف الطوائف، مولانا فخرالدین علی صفی ص٥٠.