جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١٦٤ - ١٢ نمونهای از ریارکاری و فریب کاری
٩. نماز از روى ترس در شبستان مسجد
شخصى هنگام عبور از شبستان مسجد، چشمش به مردى افتاد كه با عجله نماز میخواند بدون رعایت طمأنينه و آرامش در نماز. آن مرد ناراحت شد و با نعلين خود، محكم به سر او زد و گفت: نماز، دشمن تو شود، اين چه نمازى است كه بجا آورى؟ زود باش نماز خود را با طمأنينه اعاده كن. آن مرد آهسته و با طمانینه نماز خود را اعاده كرد. آن شخص بعد از اتمام نماز گفت: حالا خودت بگو، اين نماز بهتر بود يا نماز اوّل؟ آن مرد گفت: نماز اوّل بهتر بود چون نماز اوّل از ترس خدا بود ولی نماز دوّم از ترس كفش شما بود. [١]
١٠. نیّتهایی که موجب فساد و بطلان عمل است
چند طائفه از مردم عاقبت به خیر نمیشوند.
طائفه اوّل: برخی اهل علم، کسانی كه عمرشان را در تحصيل علم گذراندند از آنان سوال میشود: در مقابل علمی كه خداوند به شما داد چه كرديد؟ میگويند: پروردگارا شبها نخوابيديم، نشر علم داديم، درس خوانديم، درس داديم و كتاب نوشتيم.
به آنان پاسخ دهند: اين كارها را كرديد «خالصانه برای خدا نبود بلکه» براى اين كه بگويند: شما عالميد، با سواد و با فضيلتيد يا مثلاً در اين دوره به شما بگويند: آيت اللّه يا مثلاً دكتر و پرفسور و دانشمند ... هستید و به آن شهرت هم رسيديد. «يك عمر خيال مىكرد عالم دينى است و مُركّبِ قلم او از خون شهيدان برتر است ولى نمیدانست كه هواى نفس خود را بندگى كرده است.»
طايفه دوّم: برخی از قاریان قرآن هستند، به آنها هم میگويند: نیّت شما از تلاوت قرآن اين بود كه بگويند: خوب قرآن میخواند، قارى قرآن است. خب به آن
[١].[٢٤٠] از لابلاى گفتهها ص ٨١.