جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١٦٠ - ٧ بناى مسجد برای شهرت
نکته: یعنی ریاکاری در اعمال بسیار دقیق و مخفی است مراقب باش مبتلی به آن نشوی.
٤. نتیجه مخلوط کردن عمل خدایی با امر دنیایی
مردى به قصد جهاد و جنگ با كفار از خانه خارج شد. در بین راه به مردى برخورد كرد كه توبرهای «کیسهای» میفروخت با خود گفت: خوبست اين توبره را بخرم و از آن استفاده کنم در ضمن به فلان محل كه رسيدم بفروشم تا سودى عائد من شود.
شب در عالم خواب ديد دو ملك از آسمان فرود آمدند يكى به دیگرى گفت: اسامى مجاهدين را ثبت كن. ملک شروع كرد به نوشتن. او گفت: بنويس: اين مرد به تماشا آمده است. ديگرى براى تجارت آمده، يك نفر ديگر برای ريا و خودنمایى به جنگ حاضر شده است... در اين هنگام نوبت به این خریدار توبره رسيد. ملک گفت: بنويس: اين مرد هم براى تجارت آمده است تا مرد این را شنید تضرع و التماس نمود و گفت: به خدا قسم من سرمايهای ندارم كه تجارت كنم تجديد نظرى کنید.
ملک گفت: مگر تو آن توبره را براى سود نخريدى. گفت: من تاجر نيستم منظورم جهاد بود نه تجارت. گفت: پس اينطور بنويس به عنوان جهاد آمده بود ولی در بين راه توبرهای براى سود خريد. خداوند هر طور خواست دربارهاش قضاوت خواهد كرد.[١]
٥. قضاء سى سال نماز جماعت
يكى از عبّاد، سىسال از نمازهای خود را اعاده كرد، با اين كه تمام آن سىسال را در صف اوّل جماعت نماز خوانده بود. علت آن را چنین ذکر میکند: روزى به واسطهٔ پيشامدى نتوانستم خود را سريعاً به صف اوّل جماعت برسانم. وقتى رسيدم
[١]. نزهة المجالس ج ١ ص ٤.