جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١٦١ - ٩ نماز از روى ترس در شبستان مسجد
از صف اوّل جا ماندم، در اين هنگام متوجه شدم مثل اين كه از ايستادن در صفهاى بعدى خجالت مىكشم و ميل ندارم مردم من را در صفهاى بعدى ببينند با توجه به این که من هميشه در صف اوّل بودم، براى همين، دانستم كه در اين مدّت طولانى؛ تمام نمازهايم آلوده به ريا و به جهت نظر مردم بوده تا مردم ببینند من هميشه در صف اوّل جماعت هستم و از سبقت گيرندگان به كارهاى نيك میباشم.
اين فكر نورى در قلبش به وجود آورد، كه بايد چارهجویی كرد و تا دير نشده، غول ريا را از كشور تن بيرون کرد لذا از شيطان به سوى خدا پناه بردم. با صبر و حوصله، توبه حقيقى كرده و خود را اصلاح كردم و تصميم گرفتم كه تمام نمازهاى سىسالهام را قضا كنم، زيرا دريافتم كه حضور من در صف اوّل، آلوده به ريا و خودنمایی بوده است، از خواب غفلت بيدار گشتم و با همتى قوى روح و روان خود را با آب توبه حقيقى شستشو دادم. [١]
نکته: باز جای شکرش باقی است که این شخص در زمان حیاتش فهمید و فوراً جبران کرد. گاه کسی تمام عمر، ریاکارانه عمل میکند و در قیامت تازه میفهمد که اعمالش ریاکارانه بوده است، در زمانیکه دیگر هیچ راه جبرانی وجود ندارد.
٦. عبادتی براى سگ
مردى بود كه هر چه تلاش میکرد نمیتوانست در اعمال خود رعایت اخلاص كند و رياكارى نكند، روزى چارهای انديشید و با خود گفت: در گوشه شهر، مسجدى متروك هست كه كسى به آن توجه ندارد و رفت و آمد هم نمیكند، خوب است شبانه به آن مسجد بروم تا كسى من را نبیند و خالصانه عبادت كنم. در
[١]. استعداذه، شهيد دستغيب ص ١٤٣.