جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٧٨ - ٨ عاقبت آبلیمو فروش محتکر
امام فرمود: این سود زیادی است، چگونه این را بدست آوردی؟
مصادف گفت: در نزدیک مصر آگاه شدیم که کالای ما در آنجا کمیاب است لذا هم قسم شدیم که به کمتر از صد درصد سود خالص نفروشیم و همین کار را کردیم. امام فرمود: سبحان الله! شما با ایجاد بازار سیاه به زیان گروهی از مسلمانان هم قسم شدید که کالایتان را به سودی کمتر از صد درصد نفروشید؟ نه! من چنين سودی را نمیخواهم. آنگاه یکی از دو کیسه را برداشت و فرمود: این اصل سرمایه است من نیازی به این سود که با بیانصافی بدست آمده، ندارم. سپس فرمود: ای مصادف! به دست آوردن مال از راه حلال سختتر و دشوارتر است از جنگیدن با شمشیر در راه خدا.[١]
٥. عاقبت طمع ورزی و احتکار
زمانیکه در شهر قم آب لوله کشی نبود آب انبارها را هر از گاهی بوسیله جویهایی که از جلوی خانهها عبور میکرد پر از آب میکردند. از هر خانهای یک راه آبی برای پر کردن آب انبارها قرار داده بودند که به هنگام نیاز از آن استفاده کنند و هنگامی که آب انبار را پر از آب میکردند، راه آن را میبستند.
نقل شده زمانی شِکر گران شد. کاسبی سودجو، برای آن که بتواند سود بیشتری ببرد، آب موجود در آبانبار خانه خود را خالی و کاملا خشک نمود تا شکر را در آنجا احتکار کند و پس از مدّتی گرانتر بفروشد. او آبانبار را پر از شکر نمود.
مدّتی گذشت یک روز مسئول جیرهبندی آب که به او میراب میگفتند، اتفاقاً به او گفت: شما آب انبار را پر کردهاید. گفت: خیر؛ نیازی هم نیست به پر کردن آن. میراب از روی دلسوزی، خودسرانه راه آب انبار او را باز کرد و آب جوی را به طرف آب
[١].[١١٥]بحار الأنوار، مجلسی، محمد باقر، ط دار الاحیاء التراث، ج ٤٧، ص ٥٩.