جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٤٦ - ٢٥ گفتار محترمانه نسبت به رسول الله٦٥٠١٨
هنگامی که حضرت به نبوّت مبعوث شد، على٧ كودك ده سالهای بیش نبود، ولى شخصيت يك انسان كامل را داشت. نبیاكرم او را به پذيرش آيين اسلام دعوت نمود و آن حضرت را در همان سن کودکی وصی و جانشین خود قرار داد و با اين عمل برای آن حضرت شخصيت و احترام خاصی قائل شد. على٧ نیز با واقعبينى و درايت كامل به دعوت پيامبر توجه كرد و به نداى آن حضرت جواب مثبت داد. [١]
٢٣. رعایت اولویّت در احترام به دیگران
پدر و پسری به مهمانی امیرمؤمنان على٧ آمدند. حضرت به آنان علاقه داشت و هنگام آمدن براى پذيرايى و تكريم آنان قيام نمود و آن دو را بالاى مجلس نشاند. بعد از صرف غذا، غلام آن حضرت به نام قنبر، ظرفی را براى شستن دست آنان و پارچهای براى خشك كردن آورد. زمانى كه قنبر خواست آب را بر روى دست مرد بريزد، ناگاه امام سريعاً از جا برخاست و ظرف را گرفت تا خود دست آن مرد را بشويد او از عمل امام شرمسار شد و گفت: اى امیرمؤمنان! خدا نبيند من را در حالی که شما آب روى دستم میريزيد؟! حضرت فرمود: دستت را بشوى تا خدا ببيند كه برادر دينیت دست تو را میشويد.
مرد ادب نمود و دستش را براى شستن پيش آورد ولى میخواست كه هر چه زودتر اين صحنه پايان يابد لذا آن طور كه بايد دست خود را نمیشست، حضرت او را قسم داد كه با آرامش خاطر، دستت را بشوی! آن طور كه اگر قنبر آب میريخت میشستى. پس از آن، حضرت ظرف را به دست محمّد حنفيه داد و فرمود: فرزندم! اگر اين پسر، تنها مهمان من میبود، خود دست او را میشستم ولى خداوند نمیپسندد كه پدر و
[١].[٧٦] بحار الأنوار، ط دار الاحیاء التراث، ج ٦٦، ص ١٠٢، مناقب، ابن شهر آشوب؛ ج ٢، ص ٤. تاريخ طبري، ترجمه؛ ج٣، ص٨٥٩.