جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٦٨ - ٥١ احترام به جهت علم و دانش
٤٧. احترام به نان
امام جواد٧ به یکی از اصحاب خود که به مهمانی در منزل آن حضرت دعوت شده بود، فرمود: اگر در بيابان مشغول خوردن غذا شدی، آنچه از غذاها در سفره باقیمانده برای جانوران بریز و اگر در منزل بودی و در سفره چیزی از غذا ريخته شد، جمع کن تا زير دست و پا نباشد و نسبت به نعمت الهی بیاحترامی نشود. [١]
٤٨. احترام به وصیّ پیغمبرl
احمد بن عبيداللّه میگويد: در سامرّا كسى را در وقار و پاكدامنى و بزرگوارى همانند امام حسن عسكرى٧ نديده بودم. او نزد همگان محترم و بر همه كس مقدم بود. سپس این ما جرا را نقل کرد: روزى در مجلس قضاوت پدرم نشسته بودم، ناگهان دربان وارد شد و گفت: ابن الرضا بر در خانه منتظر است. پدرم با صداى بلند گفت: اجازه دهيد وارد شود در اين حال حضرت با هيبت و جلالت خاصى وارد شد.
پدرم از جا برخاست و به استقبالش رفت و او را در آغوش گرفت، صورت و شانههاى او را بوسيد و روى جانماز خود نشانيد و با او صحبت کرد در ضمنِ صحبت مرتّب میگفت: پدر و مادرم به فدايت! جانم به قربانت... من از ديدن اين جريان خيلى تعجّب كردم كه اين مرد چه كسى است که اينگونه پدرم به او احترام میگذارد! در هنگام خروج پدرم از جا حركت كرد و او را در آغوش گرفت و صورتش را بوسيد بعد از خروج حضرت، من به نگهبان گفتم:
اين مرد چه كسى بود كه پدرم اينگونه او را احترام كرد؟ گفت: او حسن بن على معروف به ابن الرضا است. تعجّب من بیشتر شد و در فكر بودم، تا شب شد. پدرم عادت داشت هر شب پس از نماز عشا به كارهاى مردم رسيدگى مىكرد.
[١].[١٠٣] مكارم الاخلاق، طبرسی، حسن بن فضل ، ص ١٣٢.