جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٩٢ - ١٢ مردم بنده احسانند
نويسندگان نامهها از اين كرامت نفس و گذشت بزرگوارانه تعجّب کردند از طرفی خوشحال بودند كه نوشتهها خاكستر شد و سوء نيّتشان براى هميشه مخفی ماند. از طرف دیگر از عمل خود پشيمان شدند و مجذوب فرمانده خود گرديدند و از روى صداقت و راستى تصميم گرفتند، نسبت به او همواره وفادار باشند. [١]
نکته: امام سجاد٧ ضمن تعلیم صفات انسانی به پیروان خود، در دعا به پیشگاه خداوند عرض میکند: پروردگارا چنان کن که کینه، کینه توزان را با محبّت جبران و تلافی کنم، حسد ستمکار را به مودّت، بدگمانی مردم را با خوشگمانی، دشمنی نزدیکان را به دوستی، گسستن خویشاوندان را به پیوستن به آنان، یاری نکردن نزدیکان را با یاری رساندن به آنان و بیاعتنایی همراهان را به حُسن رفتار با آنان پاسخ گویم.[٢]
١٠. جبران احسان دیگران به وجه احسن
روزی على بن ابیطالب گريان نزد پيغمبرﷺآمد و عرض كرد: يا رسول اللّه مادرم، فاطمه بنت اسد از دنیا رفت. پيغمبر گريست و فرمود: اگر مادر تو بود، مادر من هم بود. عمّامه من را با اين پيراهن بگير و او را در آن كفن كن و به زنها بگو غسلش بدهند و بيرونش نبرید تا من بيايم كه كار او با من است.
پيغمبر پس از ساعتى آمد و بر او نمازی خواند كه همانند آن را بر ديگرى نخوانده بود. قبل از دفن او در قبر او قدری خوابید. سپس در بالاى سرش فرمود: اى فاطمه من محمّد سيّد اولاد آدمم با این حال بر خود نبالم. اگر نكير و منكر آمدند و از تو پرسيدند: پروردگارت كيست؟ بگو: خدا پروردگار من است و محمد پيغمبر او است
[١]. جوامع الحكايات، ص ٥٦.
[٢].[١٣٥] (وَ أَبْدِلْنِی مِنْ بِغْضَةِ أَهْلِ الشَّنَآنِ الْمَحَبَّةَ، وَ مِنْ حَسَدِ أَهْلِ الْبَغْی الْمَوَدَّةَ، وَ مِنْ ظِنَّةِ أَهْلِ الصَّلَاحِ الثِّقَةَ، وَ مِنْ عَدَاوَةِ الْأَدْنَینَ الْوَلَایةَ وَ مِنْ عُقُوقِ ذَوِی الْأَرْحَامِ الْمَبَرَّةَ وَ مِنْ خِذْلَانِ الْأَقْرَبِینَ النُّصْرَةَ، وَ مِنْ حُبِّ الْمُدَارِینَ تَصْحِیحَ الْمِقَةِ، وَ مِنْ رَدِّ الْمُلَابِسِینَ کرَمَ الْعِشْرَةِ، وَ مِنْ مَرَارَةِ خَوْفِ الظَّالِمِینَ حَلَاوَةَ الْأَمَنَةِ) دعای بیستم صحیفه سجادیه.