جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١٠٩ - ٣٣ احسان به دیگران حتی در وقت تنگدستی
٣١. احسانی که سبب هدایت شد
مردی زن غیر مسلمانی را دید که در فصل زمستان مقداری گندم به دست گرفته و برای پرندگان بیابان برده و جلو آنها میریزد. به آن زن گفت: تو که کافر هستی، دانه دادن به پرندگان برای تو چه فایدهای دارد؟ زن گفت: فایدهای داشته باشد یا نه، من این کار را میکنم.
چند ماه از این جریان گذشت، آن مرد در مراسم حج شرکت کرد و همان زن را در مکّه دید که همراه مسلمانان مراسم حج را بجا میآورد. زن وقتی آن مرد را دید، به او گفت: به خاطر همان مقدار گندمی که به پرندگان میدادم، خداوند نعمت اسلام را به من عطا نمود و توفیق قبول اسلام را یافتم. [١]
٣٢. به دوست و دشمن نیکی میکنم
مردی يهودى فقير با فرد آتشپرست ثروتمندی، در راهى میرفتند، آتشپرست که شترى داشت و اسباب سفر را نيز به همراه داشت؛ از يهودى سؤال كرد: مذهب و مرام تو چيست؟ يهودى گفت: عقيدهام آن است كه جهان را آفريدگارى است او را پرستش مىكنم و هر كس موافق مذهبم باشد به او نيكى مىكنم و هر كس مخالف مذهبم باشد، خونش را میريزم.
يهودى از آتشپرست سؤال كرد: مرام تو چيست؟ او گفت: خود و همه موجودات را دوست میدارم و به كسى بدى نمىكنم و به دوست و دشمن احسان و نيكى مىكنم. اگر كسى به من بدى كند به او جز با نيكى رفتار نمیكنم زیرا میدانم جهان هستى را آفريدگارى است. يهودى گفت: اينقدر دروغ نگو، من همنوع تو هستم، تو روى شتر با وسايل مسافرت مىكنى ولی من با پاى پياده، نه از خوراك خود به من
[١] [١٦٠]. تفسیر روح البيان، ج٩، ص٣١٠.