جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢٥ - ١٩ اتحاد و همبستگی خلاف هدف شیطان
١٦. تدبیری برای رفع اختلاف و تنازع بین افراد قبیله
ميرزا جواد آقای ملكی از استاد خود مرحوم همدانی برای سير و سلوك دستوری را خواست. استاد فرمود: آیا شما با فلان ملكیها خویشاوندی داريد؟ عرض کرد: بلی، سپس از آنها إنتقاد کرد. استاد بعد از شنیدن کلام میرزا به او فرمود: هر وقت توانستی كفش آنهایی را كه بد میدانی، پيش پايشان جفت كنی، من خود به سراغ تو خواهم آمد.
ميرزا جواد آقا، فردای آن روز كه به درس رفت، پايينتر از بقيه شاگردان نشست و نسبت به طلبههایی كه از فاميل او بودند تواضع نمود و كفش آنان را پيش پایشان جفت کرد بعد از مدّتی که اين خبر به طايفه آنان در تبريز رسید، رفع كدورت «و اختلافات» فاميلی شد.
بعداً استاد به ميرزا جواد آقا فرمود: دستور تازهای بعد از اصلاح فاميلی نيست، تو بايد خود را اصلاح کنی و از همين دستورات شرعی بهرهمند شوی، ضمناً كتاب مفتاح الفلاح مرحوم شيخ بهایی برای عمل كردن خوب است. ميرزا كم كم ترقی کرد و به حوزه قم آمد و به تربيت نفوس پرداخت و عده زيادی از خواص و عوام از او بهرهمند شدند.[١]
١٧. دیدگاه امام كاظم٧ نسبت به دیگر مسلمانان
امام كاظم٧ چون بر مرد سياهپوستی گذر كرد، به او سلام كرد و مدّت طولانى با او گفتگو كرد. آنگاه فرمود: اگر حاجتى براى تو پيش آمد آن را برآورده مىكنم. در اين هنگام شخصى که ناظر این جریان بود، گفت: يا بن رسولاللّه شما با آن منزلتى كه داريد با چنين شخصى مینشينید و از حوايج او سؤال مىكنید؟ حضرت فرمود: او
[١].[٣٦] كيهان انديشه، ص ١.