جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١٩٣ - ٢٠ رفتار نیکو با مشتری
اين مرد فرزانه و تربيت شده مکتب اسلام به جاى صحبت از اصل و نسب و افتخارات نژادی خود گفت: (أَنَا سَلْمَانُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ كُنْتُ ضَالًّا فَهَدَانِی اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِمُحَمَّدٍﷺ وَ كُنْتُ عَائِلًا فَأَغْنَانِی اللَّهُ بِمُحَمَّدٍ وَ كُنْتُ مَمْلُوكاً فَأَعْتَقَنِی اللَّهُ بِمُحَمَّدٍ هَذَا نَسَبِی وَ هَذَا حَسَبِ) من سلمان فرزند يكى از بندگان خدا هستم. گمراه بودم که خداوند من را به وسيله محمّدﷺ راهنمايى نمود. فقير بودم، خداوند به وسيله محمّد من را بینياز كرد. برده بودم خداوند به وسيله محمّد من را آزاد كرد. اين است اصل و نسب من، در اين بين رسول خدا وارد شد و سلمان گزارش جريان را به عرض آن حضرت رسانید.
رسول اكرم به آن جماعت كه همه از قريش بودند، فرمود: اى گروه قريش، خون يعنى چه؟ نژاد يعنى چه؟ حسب و نسبِ افتخارآميز هر كس دين اوست. مردانگى هر كس، خلق و خوى نیکوی اوست، اصل و ريشه هر كس عقل و فهم و ادراك اوست، چه ريشه و اصل نژادى بالاتر از عقل؟ سپس فرمود: گرامیترین شما نزد خداوند با تقویترین شماست. (إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللّٰهِ أَتْقٰاكُمْ).[١]
١٩. از کجا به این مقام رسیدهای؟
انس میگويد: روزى حضور پيامبر گرامىﷺ نشسته بوديم که آن حضرت به طرفى اشاره كرد و فرمود: هم اكنون از اين راه يكى از اهل بهشت بر شما ظاهر خواهد شد. طولى نكشيد كه مردى از انصار در حالى كه آب وضوى محاسن خود را با دست راست خشك مىكرد از آن راه رسید و سلام كرد، ، فرداى آن روز و همچنين روز سوّم، پيامبر گرامى آن سخن را تكرار فرمود و همان شخص از آن راه رسید.
روز سوّم عبدالله بن عمرو به دنبال آن مرد انصارى به راه افتاد و به وى گفت: بين
[١]. اصول کافی، کلینی، محمد بن یعقوب، ط الاسلامية، ج٨، ص: ١٨١.