جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢٠٥ - ٣٥ شیخ عباس قمی ره، مجسّمه اخلاق
ادامه داد. در این هنگام مردی مالك را شناخت و به آن بازارى گفت: واى بر تو، هيچ دانستى مردی كه به او اهانت كردى چه كسی بود؟
مرد گفت: نه، گفت: او مالك اشتر، امیر لشگر على٧ است. آن مرد لرزه به اندامش افتاد و دنبال مالك روانه شد تا از او عذرخواهى كند که ناگهان دید او وارد مسجد شد و مشغول نماز شد. بعد از نماز خود را بر پاى او انداخت تا پاى او را ببوسد. مالك سر او را بلند كرد و گفت: اين چه كارى است مىكنى؟ گفت: عذر گناهى است كه از من صادر شده است من تو را نشناختم. مالك گفت: بر تو هيچ گناهى نيست «من از حقّ خود گذشتم» به خدا سوگند به مسجد نيامدم مگر براى این که برایت طلب آمرزش نمايم. [١]
٣٤. جواب منفی به خواستگار بد اخلاق
حسين بن بشار به امام رضا٧ نامه نوشت كه يكی از خويشانم از دخترم خواستگاری كرده، ولی مرد بد اخلاقی است چه كنم؟ حضرت در جواب نوشت: اگر بد اخلاق است دخترت را به او نده. [٢]
٣٥. شیخ عبّاس قمی ره، مجسّمه اخلاق
مرحوم شیخ عباس قمی در سفر، رعایت حال همراهان را میکرد و با آنان فوق العاده خوش رفتاری کرده و انس میگرفت و در مسافرت فردی شوخ طبع، خوش گفتار و نیکو رفتار بود.
یکی دیگر از سجایای اخلاقی آن مرحوم، تواضع بسیار و همه جانبه ای بود که از خود نشان میداد، در خانه و مدرسه و خیابان هر کس را میدید، خصوصاً علما و
[١]. منتهى الامال ج ١ ص٢١٢.
[٢]. مستدرک الوسائل، محدث نوری، ج١٤، ص ٢.