جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣٥٩ - ٣ استقامت حضرت ايّوب
١. استقامت حضرت نوح٧ با وجود تهدید مخالفان
حضرت نوح ٧ در طول عمر شریف خود، قريب به نهصد و پنجاه سال اذيّت و آزار فراوانی را از قوم خود متحمّل شد و در عین حال در دعوت خود به یکتاپرستی و مخالفت با بتپرستی استقامت ورزيد. گاهی مردم آن قدر او را كتك میزدند كه سه روز تمام به حال بيهوشی میافتاد و از گوش وی خون میآمد. او را میبرداشته و به خانهای میانداختند. وقتی به هوش میآمد، میگفت: خدايا قوم من را هدايت كن آنان از روی جهل چنین نمودند.
حضرت نوح مردم را به خدا دعوت میكرد ولی آن مردم جز بر طغيان و سركشی خود نيافزودند تا جایی كه مردم دست كودكان خود را گرفته و بالای سر نوح آورده و میگفتند: اگر پس از ما زنده مانديد، مبادا از اين ديوانه پيروی كنيد!!
میگفتند: ای نوح اگر دست از گفتارت برنداری سنگسارت خواهیم کرد. کسانی كه از تو پيروی میكنند فرومايگانی بیش نيستند كه بدون تأمل، سخنانت را گوش داده و دعوتت را پذيرفتهاند؛ وقتی نوح سخن میگفت: انگشتهای خود را در گوش گذاشته یا لباس بر گوشهای خود میكشيدند تا صدای او را نشنوند و صورت او را نبينند. ولی حضرت نوح در تمام عمر نهصد و پنجاه ساله خود خسته نشد و با وجود همه ناملایمات و سرزنشها در راه خداوند استقامت ورزید و در استغاثه به خداوند عرض کرد: خدايا ياريم ده و گشايشی در کارم عطا فرما. [١]
٢. استقامت نوح در دعوت الهی
قوم نوح روزگاری دراز بتپرستی میكردند و از بتها اميد خير و دفع شر داشتند. آنچه در امور زندگی از خیر و نیکی پديد میآمد به بتها نسبت میدادند!
[١].[٥٣٧] تاریخ انبیاء ص ٤٨.