آرامبخش دل داغديدگان (ترجمه مُسكّن الفؤاد شهيد ثاني) - جناتي، حسين - الصفحة ٩ - فهرست
فصل ٢٢١
١- حكايت بلا و گرفتارى حضرت ايوب ٧ ٢٢١
٢- حكايت مردى كه مرض جذام، دست و پا و چشم و كوشش را از بين برد ٢٢٢
٣- حكايت مرد نابينا، مفلوج و مجذوم با حضرت عيسى ٧ ٢٢٢
٤- حكايت نابيناى مجذوم كه مورچهها گوشت بدنش را مىخوردند ٢٢٣
٥- حكايت شخصى كه پايش را مرض خوره قطع كرده بود ٢٢٤
٦- شخصى كه مىگفت از مقام رضا فقط بويى به مشامم خورد ٢٢٤
٧- اگر خدا مرا پل جهنم قرار دهد هرگز اعتراض نخواهم كرد ٢٢٥
٨- حكايت شخصى كه ٣٠ سال در مرض استسقا بر پشت خوابيده بود ٢٢٥
٩- حكايت شخصى كه چند روز غذا نخورده بود ٢٢٦
١٠- حكايت شخصى كه مدت ٦٠ سال مريض بود ٢٢٧
١١- حكايت شخصى كه به مرض سخت و فقر مبتلا گرديد ٢٢٧
فصل ٢٢٨
دعا با رضا و تسليم منافات ندارد ٢٢٨
وظايف دعاكننده ٢٢٩
در مورد گريه كردن ٢٣٣
بر مرگ اقارب و فرزندان ٢٣٣
در مورد گريه كردن بر مرگ خوسشان و فرزندان ٢٣٤
و اين گريه نمودن بر آنها منافاتى با مقام صبر و رضا ندارد ٢٣٤
گريههاى امام سجاد ٧ ٢٣٥
گريه پيامبر ٦ در مرگ ابراهيم ٢٣٦
گريه من بر ابراهيم گريه رحمت است ٢٣٨
گرفتن آفتاب ربطى به مرگ فرزندم ندارد ٢٣٩
ابراهيم ريحانهام بود ٢٤٠