آرامبخش دل داغديدگان (ترجمه مُسكّن الفؤاد شهيد ثاني) - جناتي، حسين - الصفحة ٢٣٠ - وظايف دعاكننده
نشود كه چرا دعايم مستجاب نشد؛ زيرا ممكن است استجابت دعاى او مشتمل مفسدهاى باشد كه آن مفسده را احدى جز خداوند متعال نمىداند چنان كه در روايت آمده است: گاهى بنده با حالت رقّت بارى از خدا چيزى درخواست مىكند به طورى كه ملائكه به حالت رقّتبار او ترحم مىكنند و مىگويند:
خدايا! به اين بنده مؤمنت ترحم كن و دعايش را مستجاب فرما! خداوند متعال مىفرمايد: چگونه ترحم كنم او را به چيزى كه به وسيله همان چيز به او ترحم نمودم؟ (اگر دعايش را مستجاب كنم و چيزى را كه از من مىخواهد به او بدهم بر ضرر او تمام مىشود و من هم از باب ترحم بر او، دعايش را مستجاب نمىكنم).
بلى، اگر ناراحتىاش از مستجاب نشدن دعا به خاطر ترس از گناهانش باشد و احتمال دهد كه ممكن است گناهان خودش سبب شده باشد كه دعايش مستجاب نگردد در اين صورت ناراحتى از مستجاب نشدن دعا عيبى ندارد. زيرا كمال مؤمن به اين است كه نفس خود را دشمن بدارد و آن را متهم كند و مورد نكوهش قرار دهد.
حتى اگر دعايش مستجاب گرديد آن را دليل بر خوبى خود و كرامت و قربش در نزد پروردگار قرار ندهد؛ زيرا ممكن است از جهت بغض و عداوت خداوند متعال و ناراحت شدن خدا از صداى او و اذيّت شدن ملائكه از بوى دهان او است كه ملائكه از خدا درخواست نمودند كه دعاى اين شخص را زود مستجاب كن كه بوى دهانش ما را اذيت مىكند و خدا زود دعاى او را مستجاب كرده است.