آرامبخش دل داغديدگان (ترجمه مُسكّن الفؤاد شهيد ثاني) - جناتي، حسين - الصفحة ٢٤٨ - گريه پيامبر
گريه پيامبر ٦ بر سعد بن معاذ
وقتى سعد بن معاذ وفات كرد رسول خدا ٦ برايش گريه كرد.
روزى مادر سعد را ديد و فرمود: نبايد صداى گريهات بلند شود و حزن و اندوهت از بين برود. فرزند تو كسى بود كه عرش خدا براى او به لرزه در آمد. گفتهاند كه رسول خدا اشكش جارى شد و به صورت مباركش ريخت اما صداى حضرت شنيده نمىشد (يعنى گريه مىكرد اما بدون سر و صدا).
گريه پيامبر ٦ كنار قبر يكى از مسلمانان
از «براء بن عازب» نقل شده است كه گفت: روزى در خدمت رسول خدا بوديم، ناگهان عدهاى را از دور ديديم كه مشغول كارى هستند حضرت فرمود: آن جمعيت در آنجا چه كار مىكنند؟ عرض كردند: مشغول قبر كندن مىباشند. حضرت با اصحاب شتابان به نزد آنها رفتند؛ حضرت كنار قبر نشست. راوى مىگويد: من جلوى حضرت رفتم تا ببينم چه كار مىكند؟ ديدم حضرت به قدرى گريه كرد كه خاك قبر از اشك چشمان مباركش خيس گرديد. سپس رو كرد به ما و فرمود: اى برادران من! خودتان را براى مثل اين جا (يعنى قبر) آماده كنيد.
نيز از آن حضرت نقل شده است كه فرمود: انسان به هنگام مرگ برادرش نمىتواند جلوى گريهاش را بگيرد و بىاختيار گريهاش