آرامبخش دل داغديدگان (ترجمه مُسكّن الفؤاد شهيد ثاني) - جناتي، حسين - الصفحة ٢٩٠ - كوچك شدن مصيبتها با ياد آتش جهنم
رفع نيازمندى پدر و مادر خود كار مىكرد. شب كه از محل كار بر مىگشت به مسجد مىرفت و پدر و مادر خود را به منزل مىبرد، مدتى اين كار ادامه داشت. روزى رسول خدا ٦ ديد كه آن زن و شوهر مفلوج در مسجد نيستند، حضرت از اصحاب سؤال كرد و فرمود: چه شده است آن زن و شوهر مفلوج امروز در مسجد نيستند؟
اصحاب عرض كردند: فرزندشان هذيل فوت كرده است و كسى ندارند كه آن دو را به مسجد بياورند.
رسول خدا ٦ فرمود: اگر بنا بود كسى براى ديگرى بماند از همه لازمتر و سزاوارتر بود كه هذيل براى پدر و مادر مفلوج خود كه به شدت نياز به او داشتند بماند.
نيز از ابن أبو الدنيا روايت شده است كه: اگر بنا بود چيزى به خاطر احتياج و نيازمندى بماند از همه سزاوارتر بود كه «هذيل» براى پدر و مادرش بماند.
كوچك شدن مصيبتها با ياد آتش جهنم
١٢- از يكى از زنهاى عابده نقل شده است كه مىگويد: هر مصيبتى كه به من مىرسيد به ياد مىآوردم مصيبت آتش جهنّم را، آن گاه آن مصيبت در مقابل من بسيار كوچك مىشد و تحمل آن آسان مىگرديد.