آرامبخش دل داغديدگان (ترجمه مُسكّن الفؤاد شهيد ثاني) - جناتي، حسين - الصفحة ٢١٨ - رضاى مقربين
حجامت و سر تراشيدن دارد، درد تيغ را احساس نمىكند، در تمام اين موارد كه گفته شد اگر انسان مستغرق در امر مهمى باشد ما وراى آن امر را درك نمىكند. (در روايت است كه تيرى كه در ميدان جنگ به پاى امير المؤمنين على ٧ رفته بود هنگام نماز از پاى حضرت بيرون آوردند و حضرت متوجه نشدند چون غرق در عبادت و راز و نياز با پروردگار خويش بوده است).
نظائر اين موارد در افراد زياد مشاهده گرديده است چه بسا افرادى بر اثر اشتغال به كارى مهم ساعتها گرسنه و تشنه بودند ولى اصلا گرسنگى و تشنگى و درد و رنج آن را احساس نكرده و متوجه نشدهاند كه گرسنگى و تشنهاند.
هم چنين عاشقى كه غرق در مشاهده محبوب خويش باشد هر درد و رنجى بر او وارد شود احساس نمىكند چون غرق در محبت محبوب است.
اين در مورد كسى است كه از غير محبوبش بلايى به او برسد، پس چگونه است اگر از طرف محبوبش بلايى برسد. واضح است كسى كه بلاى رسيده از طرف غير محبوب را به خاطر شدت علاقهاش به محبوب حس نمىكند بلايى را كه از طرف محبوب به او برسد با دل و جان مىپذيرد و به طريق اولى آن را احساس نمىكند، چون اشتغال قلبى به محبوب از بزرگترين اشتغالات است.
وقتى اين اشتغال و درك نكردن درد كوچك، به واسطه محبت كوچك تصور شود، درك نكردن درد بزرگ به خاطر محبت بزرگ قابل