آرامبخش دل داغديدگان (ترجمه مُسكّن الفؤاد شهيد ثاني) - جناتي، حسين - الصفحة ٢٣٧ - گريه پيامبر
رفتيم. پيامبر ٦ ابراهيم را در آغوش گرفت و او را مىبوسيد و به سينه مبارك خود مىچسبانيد بعد از چند روز ديگر حضرت به ديدار ابراهيم رفت، ديد كه روح ابراهيم از بدنش مفارقت كرده است، اشك از ديدگان مبارك رسول خدا ٦ جارى شد. عبد الرحمن بن عوف كه در آنجا حضور داشت به حضرت عرض كرد اى رسول خدا! شما هم در مرگ فرزند گريه مىكنيد؟ حضرت فرمود:
اى پسر عوف! گريه من گريه اعتراض به امر خداوند نيست بلكه گريه رحمت است، و بار ديگر اشك از ديدگان حضرت فرو ريخت و فرمود: ديده مىگريد و دل اندوهناك مىشود و نمىگويم چيزى كه باعث غضب پروردگار گردد. سپس خطاب به ابراهيم كرد و فرمود:
اى ابراهيم ما از فراق تو اندوهناكيم.
از اسماء دختر زيد نقل شده است كه مىگويد: وقتى كه ابراهيم فرزند رسول خدا ٦ وفات نمود رسول خدا ٦ گريه كرد، يكى از اصحاب به نام معزى به حضرت عرض كرد: اى رسول خدا! تو سزاوارترى كه خداوند عز و جل اجر تو را در اين مصيبت بزرگ قرار دهد. حضرت فرمود: چشم گريان است و قلب محزون ولى چيزى كه موجب سخط و خشم پروردگار گردد نمىگوييم. سپس حضرت خطاب به ابراهيم كرد و فرمود: اگر نه اين بود كه مرگ وعده حق و موعود جامع است و اين كه آخر تابع اول است (اولين همه مردند آخرين به دنبال آنها مىميرند) هر آينه مصيبت تو اى ابراهيم بر ما بسيار بزرگ بود ولى چون ما هم نيز بزودى به آن جهان ملحق خواهيم