آرامبخش دل داغديدگان (ترجمه مُسكّن الفؤاد شهيد ثاني) - جناتي، حسين - الصفحة ٢٨٠ - تسليت حضرت خضر
حلقه زده و گريه مىكردند. ناگهان ديدند مردى ريش سفيد با سيماى زيبا و نورانى وارد شد و با آنها مشغول گريه شد. سپس رو به اصحاب رسول خدا ٦ كرد و گفت:
هر مصيبتى را از جانب خدا تسليتى است و از هر فوتشدهاى عوضى است و از هر هلاكتى نجاتى است.
پس به سوى خدا انابه كنيد و به طرف او ميل و رغبت پيدا كنيد و همان گونه كه او در بلا به شما توجه و عنايت دارد شما نيز به او توجه نماييد زيرا مصيبت ديده آن كسى است كه پاداش نداشته باشد (ولى چيزى كه پاداش دارد مصيبت محسوب نمىشود و شخص پاداشگيرنده در واقع مصيبت زده نيست بلكه مصيبت زده حقيقى كسى است كه بر اثر جزع و فزع پاداش خود را نابود كند) اين كلمات را آن پيرمرد خوش سيما گفت و رفت. يكى از اصحاب گفت آيا پيرمرد را شناختيد؟» حضرت على ٧ فرمود: بلى اين مرد برادر رسول خدا ٦ حضرت خضر ٧ بود.»[١]
[١] - بيهقى از علماى اهل سنت است او مردى زاهد و به كم دنيا قانع بود، وقتى از او سؤال كردند آيا معاويه به خاطر جنگ با على از ايمان بيرون رفته است يا نه؟ در جواب گفت:
معاويه وارد ايمان نشده بود تا از آن بيرون رفته باشد، بلكه در زمان رسول خدا از كفر به نفاق وارد شد و سپس به همان كفر اصلى برگشت. بيهقى صاحب تأليفاتى است مانند سنن كبير و سنن صغير و دلائل النّبوه و شعب الايمان، او در سال ٤٥٨ در نيشابور مرد و او را به بيهق بردند. بيهق مكانى است نزديك سبزوار( مشاهير دانشمندان اسلام، ج، ٣، ص ١٠٧).