آرامبخش دل داغديدگان (ترجمه مُسكّن الفؤاد شهيد ثاني) - جناتي، حسين - الصفحة ٤١ - وجه پنجم؛ مصيبتها و مشكلات انبيا و اوليا از همه بيشتر بود
و كمترين آفاتش در حقيقت فراق و جدايى (بهنگام مردن) اوست آن فراقى كه دلها را پاره و بندها را از بين مىبرد و نابود مىسازد.
پس هر چه را كه گمان كنى آب است در حقيقت آب نيست بلكه سراب و آب نماست، و عماراتش گرچه نيكو باشد رو به خرابى است و مالش- گرچه شخص جاهل به آن مغرور مىگردد- رو به نابودى است.
كسى كه در آب فراوان شنا مىكند نبايد از رطوبت ناراحت شود و جزع و فزع كند (زيرا طبع آب بر رطوبت است) و كسى كه خودش را در ميان دو صف جنگندهها داخل كند بدون ترس و وحشت نيست.
(زيرا طبيعت قرار گرفتن در دو صف جنگنده ترس و وحشت است) و از عجائب اين است كه كسى دستش را در دهان افعىها داخل كند و خودش را از گزيدن آنها مصون بدارد و منكر آسيب رساندن آنها شود و عجيبتر اين است كه كسى از چيزى كه طبعش بر ضرر بنا شده است تقاضاى منفعت نمايد.
و چه نيكو است گفتار يكى از فضلا در مرثيه فرزندش:
|
طبعت على كدر و انت تريدها |
صفوا من الأقذار و الأكدار |
|
|
و مكلّفوا الأيّام ضدّ طباعها |
متطلّب في الماء جذوة نار |
|
|
و اذا رجوت المستحيل فانّما |
تبنى البناء على شفير هار |
|